تبليغاتX
خانه عکاسان تبریز

خلیل غلامی

باتلاق دایمی شهر خواجه (25 کیلومتری شمال شرقی تبریز) در حال تخریب شدن از سوی برخی سودجویان است. این باتلاق که در خود برخی پرندگان و پوشش گیاهی را محفوظ داشته است اخیرا به وسیله‎ی یکی از شرکت‎ها با تانکر تخلیه شده و به مصرف ساختمانی یا آبیاری می‎رسد. امسال که بارش باران بیش از سال گذشته بود با این حال، به کم‎ترین مقدار خود رسیده است.

وضع باتلاق در سال گذشته

ارسال شده به خبرگزاری فارس در سال پیش

 http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8805190087

وضع باتلاق امسال

مقایسه این دو عکس نشان دهنده‎ی این است که سطح ظاهری آب با مصرف غیر قانونی سودجویان به یک سوم رسیده است. این در حالی‎ست که برخی پرندگان که سال گذشته بوده‎اند امسال مشاهده نشد. آیا مأموران منابع طبیعی در جریان این تخلیه هستند یا چیزی از این تخریب نمی‎دانند؟ در هر حال، مسؤولیت این تخریب بر گردن همه‎ی ماست به ویژه مسؤولین منابع طبیعی.

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لينک ثابت |

این تفریح مردمی از سوی کانون پرورش فکری و سازمان تربیت بدنی تبریز در روز آزادی اسرای جنگی ایران برگزار شد.

خلیل غلامی

بزرگ‎ترین بادبادک جشنواره

خلیل غلامی

سقوط خلبان بادبادک روی چمن بازی

 خلیل غلامی

خلیل غلامی

بزرگ‎ترها بیش از کوچولوها مشتاق پرواز بودند

خلیل غلامی

خیمه شب بازی یا بادبادک پرانی...

خلیل غلامی

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لينک ثابت |

بازی تراکتور با ذوب آهن سه شنبه 1388/05/27 10:11 AM

این بازی در استادیوم یادگار امام در روز 88.5.23 در برابر تیم ذوب آهن اصفهان برگزار شد. با توجه به تقویت تیم تراکتور در این روزها و صعودش به لیگ برتر کشور، هواداران آن با شوق گزاف به تماشای آن آمدند.

خلیل غلامی

سابقه‎ی آذربایجان در پشتیبانی تیم فوتبال خود به سال‎ها پیش برمی‎گردد. این تیم نشانه‎ی غرور آذربایجان شده است.

خلیل غلامی

یاشاسین آذربایجان، یاشاسین تراختور

گفتنی‎ست کارخانه‎ی تراکتورسازی از بدو تأسیس‎اش یکی از کارخانه‎های اشتغال‎زا و تولید کننده‎ی صنعتی در استان به شمار رفته و تیم تراکتور نیز با فعالیت موفق اقتصادی‎اش همراه گشته است.

خلیل غلامی

داملاری ییخار تراختور...

خلیل غلامی

بازیکن عراقی که خط حمله‎ی ما بود بازی خیلی خوبی ارایه داد. در مجموع رضایت تماشاگران از بازی تیم محبوب‎شان را می‎شد دید.

خلیل غلامی 

اما استادیوم یادگار امام که با شتاب زدگی آماده شده بود هنوز مشکلاتی برای تماشاگران داشت.

 خلیل غلامی

مردم فقط به خاطر تیم‎شان چنین پیاده و آشفته به تماشا و تشویق آمده بودند.

خلیل غلامی

مردم همیشه مشوق و منتقد خوبی برای مدیران شهرشان بوده‎اند. تلاشی که هرگز فرو نمی‎نشیند و از تکرارش خسته نمی‎شود، راهی به گوش مسؤولان‎اش می‎یابد. تلاش برخی مسؤولان را نیز در این راستا به خوبی می‎توان دید.

خلیل غلامی

مدیریت استادیوم یادگار امام تدابیر خوبی برای خبرنگاران و عکاسان اخذ نکرده بود. عکاس با دوربین‎اش گاه به این سو و گاه به آن سو رانده می‎شد و اجازه‎ی چند دم برای عکاسی با حوصله داده نمی‎شد. کارت ورود که صادر شده بود توانایی عکاسی در همه جا نداشت. عکاس نمی‎‎توانست زاویه خوب‎اش را برگزیند بل که پلیس تعیین می‎کرد که کجا باید بایستد. هنوز خبرنگار و عکاس از دست مأموران و مدیران برخی نهادها کلافه‎اند. مدیریت تجمع مردم در هر جا که باشد باید سبب تحریک مردم نشود. و این از کمبود مدیریت تجمع‎های مردمی ناشی می‎شود: عوض پیش‎گیری، برخورد می‎شود.

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لينک ثابت |

خلیل غلامی

دیدن آثار آلفرد یعقوب زاده بر روی وبلاگ http://lens.blogs.nytimes.com/2009/08/03/behind-9/ با آن چه که مدت‎ها در ذهن‎ام بود گره خورد. چه گونه می‎توان موضوع پیچیده را ساده کرد و این که موضوع ساده‎ای را پیچیده ساخت. کادربندی و تکنیک عکاسی در اختیار ما توان این را دارد که چه چیز را برملا سازد. گاه کادرهایی با نورسنجی‎های متفاوت یا ترکیب‎های ویژه در دریافت موضوع اثر می‎گذارد و آشکار نیست که چه موردی را باید دید.

موضوع روحانیت و تحصیل آنان در فیضیه برای ما شناخته شده است. اما برخی کادرها مواردی را نشان می‎دهد که در کنار هم گذاشتن آن‎ها و احیانا رخدادهای سیاسی اخیر:

آلفرد یعقوب زاده

و زندگی آنان به همان سبک و سیاق ما:

آلفرد یعقوب زاده

به دیدن موضوعات ساده عادت می‎کنیم. سادگی موردی‎ست که عکاس به دشواری بدان می‎رسد. اهمیت موضوع خود به خود سادگی کادرهای ما را می‎طلبد. و زمانی که موضوع ما سخنی برای گفتن ندارد دست به تکنیک‎های عجیب و غریب می‎بریم.

گوشه‎ای از زندگی مردمان مختلف همین سرزمین ما هنوز نامکشوف مانده است. همواره مواردی برای نگاهی دوباره وجود دارد. زندگی به سادگی جریان دارد ولی گاه با مسایل روانی ما پیچیده دیده می‎شود. این سادگی بدین معنی نیست که همه چیز رو است. اتفاقا رو کردن‎اش با عکاس است. همواره چیزهایی بر زندگی ما افزوده یا کاسته می‎شود. این قضیه (افزودن و کاستن از زندگی) بر اساس نظریه‎های اجتماعی و روان شناسی قدری پیچیده می‎نماید، ولی کادر عکاس و نکته سنجی او نیاز به تبیین نظریه‎ها ندارد. گام زدن بر این نظریه‎ها کار هنرمند را پیچیده می‎کند.

آلفرد یعقوب زاده

این اثر را حتا با رخدادهای سیاسی اخیر هم نمی‎توان پیچیده‎اش کرد. دست به دست دادن روحانی از شگردهای عکاس است نه برای بیان طنز سیاسی. زندگی انباشته از خواست‎های روانی و اجتماعی‎ست. پاندا برای زیستن بین مردم نگاه آنان را می‎طلبد و از این رو در بین محل نماز و خانه حضوری موفق دارد. ما می‎فهمیم که اگر این «خواست»ها وجود نداشته باشد پلنگ‎های صورتی نیز نخواهند «بود». حتا سایه‎ای که یک روحانی بر نیروهای نظامی انداخته شکلی دیگر از زندگی آنان است: موقعیت آمرانه بر زندگی مردم.

پیچیده کردن موضوعات عکاسی با کادرهای پیچیده میسر می‎شود و این فقط به حذف تماشاگر می‎انجامد و هنری بر عکاس نمی‎افزاید. اقبال عمومی به عکاس به سادگی آثارش برمی‎گردد. عکاسی مستند هیجان دارد و سبب تحرک و پویایی در اجتماع می‎شود. تحرک عکاس این «امید» را به مردم می‎دهد که سخت نگیرید.

تعبیرهای آنارشیستی و مطلق‎گرا از یک تنه دیدن نوع زندگی برمی‎خیزد. نظریات و گفتارهای پیچیده‎ی ایدوئولوگ‎های حکومتی زندگی را بر مدار یک خواسته چیده‎اند و مردم چیزی فراتر از آن و آن سوتر از زندگی یک تنه‎ی حاکمان‎اش نمی‎بینند. گفتار ساده فضای ساده‎ی زندگی می‎طلبد، و محروم ماندن از تصمیم‎های فردی (در جامعه‎ی مطلق‎گرا) بر این خواست‎ها و گفتارها تأثیر بد می‎گذارد. ما خود را زندگی می‎کنیم و اگر هنرمند باشیم نگاهی هم به زندگی دیگران داریم. همین. و هنر یعقوب زاده این است که زندگی خود را قاطی زندگی حوزویان کرده است. نزدیک شدن به مردم و گروهی خاص، با کاستن از ادعاهای‎مان میسر می‎شود. عکاس مردم را نه از نقطه‎ی بالاتر و نه از پایین‎تر می‎بیند. هم رده بودن با مردم با کاستن از ادعای تشرف میسر می‎شود.

یعقوب زاده در مصاحبه‎ی جام جم گفته است «من نه آرزو کرده‎ام و نه از موفقیت آثارم چندان هیجان‎زده شده‎ام». گذر از پله‎های موفقیت و رسیدن به قله‎های هنر پیچیده کردن زندگی خود و دیگران است. موفقیت واژه‎ای نیست که واقعا عکاس را موفق کند. فلسفه‎ای که پشت نگاه عکاس نهفته است انگیزه‎ی او را سرشار می‎کند و کادرهای عکاسی‎اش را هم درخشان می‎کند.

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لينک ثابت |

هنر ما بیمار است یکشنبه 1388/05/18 11:59 PM

خلیل غلامی

هنر ما بیمار است. ناتوان از ایستادن روی پای خود است. این هنر، هنر تسلیم است. هنر معنویت، هنر آسیب پذیری از اعتیاد و هنر سیاسی. جشنواره‎ی فیروزه و تابستانی تبریز کم مایه‎تر از آن شد که بایست می‎شد. مدیران بی‎رمق باید بدانند که ریسک مدیریتی تنها پله‎ی منطقی و شایسته‎ای‎ست که هرگز شناختی از آن ندارند. اندازه‎ی خطرپذیری هنرمند و مدیر روشن کننده‎ی جایگاه او در بین دیگران است. جشنواره‎ای که با مصلحت اندیشی‎ها و دوراندیشی‎ها آغاز شود دچار سردرگمی خواهد شد. فیروزه که به خوش نامی بین عکاسان ایران معروف شد، در اذهان ضعیف و واپس مانده‎ی امروز به ترکستان خواهد انجامید. سال قبل آن چه مرا وادار به گام نهادن در وادی خطر کردایمانی بود که بر تبریز و هنرمندان‎اش داشتم. هراس همیشه وجود دارد. مدیران همیشه خواسته‎های خود را اعمال می‎کنند و پشتیبانی‎های مالی همواره کاستی می‎یابد ولی ایمان به کاری نو بر همه‎ی این‎ها چیره می‎شود.

برطرف کردن اشکالات و ایرادهای سال پیش چیزی نیست که به عنوان لقمه‎ی آماده از آن بهره برداری کرد. کلیت یک برنامه مهم‎ترین خروجی به شمار می‎رود. هرکس که وارد گود می‎شود باید بتواند به تنهایی مسؤولیت همه چیز را بر عهده بگیرد. ترس از دست دادن شهرت و درگیری بدهی‎های نامربوط چیزی‎ست که هیجان کار را سست می‎کند. کسی که چنین به گود پذیرش‎ها می‎خزد در هر جای دیگر هم توانایی انجام کار را دارد. برای او مهم نیست که تهدید شود یا چیزی از دست بدهد. منطق فیزیکی حکم می‎کند که هزینه‎ی انجام کار برابر صرف انرژی درونی‎ست. باید چیزی را پس داد تا چیزی سترگ ستاند. آن چه می‎آفریند مهم‎ترین و باذوق‎ترین موارد زندگی‎ست. بد نیست که زندگی یکنواخت و کسالت بار از نوع ایرانی را بهتر بشناسیم. چه باک از این که بسی نامراد گشته‎ایم. آینده و زندگی شایسته نه در رفتارهای گروهی که در موج‎های تیز دریاهای روح رقم می‎خورد. بلعیدن لقمه‎های آماده توانایی روانی نیست. او بی‎توجه دیگران کاری از پیش نمی‎برد. کاری کن و به بادش بسپار. آیا خشمگین‎ات می‎کند؟

به دشواری می‎توان مدیری چنین شایسته بر مسند تصمیم دید. چرا؟ کشیدن افسارهای اجتماعی و کشتن هیجان‎های روانی یکی از نادر رفتارهای ماست. پیروی از سنت‎های اجتماعی که هیچ تعریف و تحدیدی از آن نشده است برای جوانان سرشار از هیجان نسخه پیچی می‎شود. سنت افسار نیست. سنت نگاهی به پس است. همین. بزرگانی که نتوانسته‎اند خود پاسدار این سنت منجمد شوند و آشکار و پنهان همواره از آن سرپیچیده‎اند، نمی‎توانند تب و تاب زندگی را بفهمند. صوفی گرایی که در خون ما رفته به ادبیات ذلیل هم بدل شده است. دعوت به خویشتن داری اخلاقی تنها از بار این تب و تاب‎ها می‎کاهد و این است که سنت اجتماعی و فرهنگی ما به خاموش ماندن و تفکر از سر آینده‎نگری کشیده شده است: اندیشه‎هایی که هیچ گاه به واقعیت نمی‎رسند. توانایی در این تفکرها گردابی از کسالت‎ها و افسردگی‎ها فراهم می‎آورد. کاری نکرده محتاط و زمین‎گیر می‎شویم. کسانی که می‎جنگند و نفس می‎کشند سربلندان فرهنگ‎اند و نه کسانی که می‎اندیشند و دل‎مرده‎اند.

جشنواره‎هایی که لقمه‎های آماده‎ای بودند بی نفس‎تر از آغاز کنندگان آن‎اند. چرا؟ چون انگیزه‎ی این هر دو یکی نیست. آن که آغازگر است توانایی روانی خود را فزونی بخشیده و کسی که ادامه دهنده است از برتری روانی برخوردار نیست. رونق‎های فرهنگی به آغازگران‎اش بسته است. هر آغازی توانی در جامعه رها می‎کند که ریتم نفس‎ها و تپش دل‎ها را آهنگ می‎بخشد. جشنواره‎هایی که درخشیدند و سپس خفتند دهن کجی به سنت‎های اجتماعی ما هستند.

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لينک ثابت |

اردوی سه روزه ی خانه ی عکاسان تبریز از مناطق ایلاتی چالدران به بهانه ی جشنواره ی سالانه ی فرمانداری شهرستان چالدران برگزار شد. در این اردو تعداد ۲۰ نفر از عکاسان عضو شرکت کرده بودند که از روز ششم مردادماه ۱۳۸۸ تا هشتم ادامه یافت. اقامت ما در دبیرستان شبانه روزی شهید بهشتی شهرستان چالدران با هماهنگی فرمانداری بود. هر شب آثار گردآوری شده در خوابگاه مورد ارزیابی و بررسی اعضا قرار می گرفت.

علی حقدوست

علی حقدوست

بهنود مصطفایی

اتابک تموزخواه

امین غلامی

امید غلامی

بهرام تندران

فریبا آزادی

هادی سعیدفر

مهسا جمالی

رامین

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لينک ثابت |

قطار فرهنگی تبریز دوشنبه 1388/05/12 11:13 AM

قطار اصفهان- شیراز

اخبار: قطار اصفهان- شیراز افتتاح شد!

منطق: اندکی دلیل بر بسیاری‎ست.

قطار دولت دهم در تبریز هم به راه افتاد. معاون فرهنگی اعلام کرد، به زودی همه‎ی مسیرهای فرهنگی تبریز را دور خواهیم زد و به کمک کارشناسان هنری‎ام نشان خواهیم داد که از دیگران هیچ کم نمی‎آوریم. او که به تازگی جای شهردار را پر کرده است، گفت: مسیر قطار با آخرین اطلاعات علمی روز آماده‎ی بهره برداری شده است. این مسیر قرار است مسافران فرهنگی آذربایجان شرقی را به هم دیگر پیوند دهد. گرچه گروه‎های هنری تبریز چنین پروژه‎ای را خطرناک خوانده‎اند، با این حال در مصاحبه‎ی دیگری گفت قصدم از این پروژه بیش‎تر رو کم کنی بوده است.

این قطار قرار است چند جشنواره‎ی برپا شده در تبریز را هم ادامه دهد. یکی از این جشنواره‎ها به دلیل به خواب رفتن سرپرست جدید (که مردم او را بیش‎تر از پشت می‎شناسند) یک ماه به تعویق افتاد. در اساس نامه‎ی جشنواره‎ی تابستانی آمده بود: شادی مردم شادی شهردار است. گفتنی‎ست این جشنواره با تمام تدابیر و ملاحظه کاری برنامه ریزی شده تا آب از آب تکان نخورد. سرپرست جدید که به تازگی سخن گفتن تمرین می‎کند، از نیروهای مسلح دعوت کرده تا این جشنواره‎ی فرهنگی- هنری را رونق بخشد. قرار شده است این جشنواره در زیر سقفی کوتاه برپا گردد تا صدایی به بیرون درز نکند. این در حالی‎ست که جشنواره‎ی تابستانی با درگیری‎های لفظی و گاه برخوردهای خشن و سرد آغاز شده است و روابط عمومی جدید سازمان اعلام کرده تفاهم بین کارشناسان هنری و کوپنی برقرار شده و ما به راهمان ادامه خواهیم داد. منابع آگاه گفتند: سرپرست پس از بیدار شدن از خواب خرگوشی اعلام کرده همه‎ی صندلی‎ها و میزهای بی‎کار سازمان باید با ایادی من پر شده باشد تا در جریان امور قرار گیرم.

کارشناس جدید نیز اطمینان داده است که در تدارک جشنواره‎ی فیروزه هرگز از دوسالانه‎ی عکس ایران کم نخواهیم آورد. وی گفت: سال گذشته با برگزار کردن جشنواره‎ای موفق به سود اورمیه مورد تشویق بقال محله قرار گرفتیم. این کارشناس که از ذوق به دست آوردن میز جدید سر از پا نمی‎شناخت گفت: ما پس از دور زدن قطار از همه‎ی دست اندرکاران فیروزه به این نتیجه رسیدیم که اصولا دور زدن سبب تفریح روان است و نباید فرصت سوزی کرد. این لقمه‎ی آماده‎ای که خدا به من ارزانی داشته به خاطر تبحر در عکاسی‎ام است. او که خود را بهترین عکاس سنگ در خاور میانه معرفی می‎کند، هم چنین ادامه داد: همه‎ی سنگ‎های آذربایجان شرقی در بدترین شرایط نوری عکاسی شده و آماده‎ی ارایه به شرکت کنندگان خواهد بود. این سنگ‎ها که به زور به شکل آدم درآمده‎اند طی رونمایی در شبکه‎ی استانی به همه‎ی عکاسان توصیه شد که از این پس با انسان‎ها و مسایل سیاسی اخیر کاری نداشته باشند (که خربزه آب است) و فقط سنگ‎ها را به شکل انسان درآورند. روابط عمومی جدید سازمان فرهنگی نیز ادامه داد: این سنگ‎ها بهترین پرتره‎های انسانی‎اند که ابدا اعتراض نمی‎کنند که مثلا چرا دولت دهم با هنر مشکل دارد و این چه قطاری‎ست که به راه انداخته و... وی که تحت تأثیر جو خبرنگاران قرار گرفته بود گفت: اصلا به شما چه که مسیر قطار به درستی کوفته نشده. کج بودن ریل‎های راه آهن کار استکبار جهانی و هولوکاست است.

یکی از عناصر مالی سازمان هم که در تدارک ارتقای میز خود است خبر داده است، عنقریبا چند میلیون برای این عکاس متبحر اختصاص خواهد یافت تا بازار تبریز را در عرض پنج سال عکاسی کند. او گفت: کم‎تر از این مبلغ را محسن راستانی (عکاس بین المللی) خواسته بود که به دلایل فرصت طلبی به عکاس سنگ داده خواهد شد.

در مورد جشنواره‎ی خط سوم هم گفته شده است که سرپرست جدید چند عدد شمع و پروانه خریداری کرده تا با عنوان «چه گونه هنر و معنویت در راستای اعتیاد ساختار شکنی می‎کند» یک جشن مفصل بگیرد. گفته شده است بساط این قطار و اصولا هر قطار کج و معوج دیگر تا چند ماه دیگر متوقف خواهد شد.

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لينک ثابت |

ایلات چالدران شنبه 1388/05/10 2:54 PM

ایلات چالدران مردمانی کوچنده‎اند که از روستاهای ماکو به بلندی‎های مرز ایران و ترکیه می‎روند. چالدران منطقه‎ای سردسیر و سبز برای دام‎های‎شان است که در شمال اورمیه قرار گرفته است. این منطقه در روز ششم مرداد سال 88 شاهد برگزاری دومین جشنواره‎ی عشایر بود شامل اسب سواری، دوچرخه سواری و نمایش‎گاه صنایع دستی و...

ایلات چالدران دارای زبان و پوشش کردی هستند ولی با زبان فارسی و ترکی نیز آشنایی دارند. اینان غالبا از نواحی رود ارس (شهرستان بورالان) به سوی این بلندی‎ها کوچ می‎کنند. مردمان چالدران نیز مطابق دیگر کوچنده‎گان دامداری می‎کنند و علت اصلی کوچ آنان یافتن علوفه‎ی تازه برای دام‎های‎شان است. مسافت کوچ اینان در حدود 150 کیلومتر می‎شود. شهرستان آواجیق نزدیک‎ترین شهر به ایلات چالدران است. ششم مرداد ماه 1388.

خلیل غلامی

خلیل غلامی

خلیل غلامی

خلیل غلامی

خلیل غلامی

خلیل غلامی

خلیل غلامی

خلیل غلامی

خلیل غلامی

خلیل غلامی

 

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لينک ثابت |

نوشته ی پرویز زارع شاهمرسی

اویغورها شاخه ای از قوم بزرگ ترک هستند که در کشورهای چین، قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان و مغولستان زندگی می کنند. اویغورهای چین با ۲۰ میلیون نفر جمعیت (که ۹ میلیون آنها در ترکستان شرقی زندگی می کنند) بزرگترین گروه اویغورهای جهان هستند. اویغور در زبان ترکی به معنای «پیوسته» و «متحد» است. اویغورها از قدیم الایام برای خود حکومتهایی مستقل و نیمه مستقل داشته اند و فرمانروایان آنها «قاغان» نامیده می شدند. آنان پیش از آنکه در قرن 13 میلادی به اسلام ایمان آورند، به آیینهای دیگری چون، مانی، زرتشتی و مسیحی گرایش داشتند. اویغورها از قدیمیترین گروههای ترکان هستند که به دین اسلام و مذهب سنی حنفی گرویده اند. در سال 451 ق محمودکاشغری یک ترک اویغور کتاب مهم «دیوان اللغات الترک» را به المقتدی بالله خليفه‌ی عباسی تقديم کرد. اين کتاب نخستين کتاب گرامر ترکی است. در اين کتاب آگاهی‌هاي مهمی در باره‌ی اقوام ترک و نمونه‌هايي از ادبيات ترکی آورده شده است. گویش اویغوری یکی از خالص ترین گویشهای زبان ترکی است و این کتاب مهم نیز به این گویش معطوف است... (ادامه مطلب...)

آثار رضا دقتی از ترکستان چین:

REZA

(ادامه عکس ها...)

 

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لينک ثابت |

 

 

آقای کریم متقی بفرمایید صلاحیت من چه ایرادی دارد

http://baraksim.blogfa.com/post-62.aspx

 

 

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لينک ثابت |