تبليغاتX
خانه عکاسان تبریز
طرح مقدماتي براي ريتم در عكاسي پنجشنبه 1387/02/19 10:12 AM

خليل غلامي

 

 طرح ساده ريتم

روشن‎ترين طرح ريتم مي‎تواند مطابق شكل زير باشد. ساده‎ترين نشانه‎ها براي توليد ريتم عبارت است از سه خط با نسبت‎هاي ثابت (حالت پرسپكتيو) و چارچوب.

در اين الگو به سادگي خطوطي كه در سطح تخت به تصوير در آمده، ريتم را با نسبت‎هاي ثابت نشان مي‎دهد. اين طرح، پرسپكتيوي دارد كه مركزگرا نيست. الگوي واقعي‎تر اين نسبت‎ها در جاده‎ي طرح گونه نشان داده مي‎شود.

اين نسبت‎ها در جاده‎اي كه به فضاي واقعي‎تر نزديك است، رعايت شده و ريتمي روشن نشان مي‎دهد. ريتم در اين جا عبارت است از خط عمودي مركزي كه به نسبت‎هاي ثابت بريده شده و هم چنين رفته‎رفته كوچك‎تر و باريك‎تر مي‎شود. در صورتي كه بريدگي‎هاي خط سفيد وجود نداشت، آيا مي‎توانست ريتم باشد؟ بنا بر فرض پيشين (كه دست كم سه خط نياز است) نمي‎تواند. در كنار جاده مي‎تواند درختاني كه مانند طرح پيشين نمايش داده شده بود، هم چون ريتم عمل كند. در اين صورت تصوير ما از دو ريتم پي‎روي مي‎كند كه شامل درختان و خطوط مياني جاده است. در اين طرح‎هاي ساده ريتم با نسبت‎هاي ثابت رياضي نشان داده شده‎اند. اين خطوط به دليل تكراري بودن و بدون تعبير هنري كاربرد مناسبي براي عكاسي نيست مگر اين كه با موضوعي اجتماعي يا طبيعي پيوند خورده باشد.

 جاده

در اين اثر، جاده كه روشن كننده‎ي خط حركتي‎ست نمي‎تواند ريتم باشد. ولي، درختان لب جاده هم چون ريتم به حركت جاده كمك مي‎كند.

در اثر زير نرده‎ي پله‎ها به وجود آورنده‎ي ريتم با نسبت‎هاي ثابت است: رفته‎رفته از اندازه‎ي آن‎ها كاسته شده و به ژرفاي اثر فرو مي‎روند. پله‎ها نيز از ريتم برخوردار است كه با پرسپكتيو نرده‎ها هم خواني ندارد ولي فضاي هندسي اثر ياري مي‎رساند. در صورتي كه نرده‎ها را حذف كنيم، نسبت‎ها را از دست مي‎دهيم ولي شكلي باقي مي‎ماند كه به حركتي حلزوني مانند است و به وسط اثر مي‎انجامد.

گاهي ريتم در طبيعت با هيچ موضوعي اجتماعي پيوند نمي‎خورد در اين صورت، معناي اثر همان ريتمي‎ست كه در فضاي واقعي عكاسي آفريده است. و البته، نسبت‎هاي ساده‎ي طرح‎هاي ما در آن جا كاربرد روشني نخواهد داشت. در موارد واقعي و طبيعي، درختاني نمي‎توان يافت كه نسبت‎هاي ثابتي داشته باشد و پرسپكتيوي گويا به دست دهد. علاوه بر اين، ثابت بودن نسبت‎هاي ريتم چندان تعبير هنري ندارند بل كه، عكاس غالبا در پي اين است كه ريتم‎ها را با نسبت‎هاي حس هنري خود بيافريند تا با موضوع خود پيوند يابد. اما اين حس هنري اگر به در هم ريختگي اثر بينجامد و تعبير ريتم را با مشكل مواجه كند، از هنري بودن‎اش كاسته خواهد شد. چرا كه همواره عكاس بايد كنار اثر خود باشد تا ريتم موجود در اثرش را نشان دهد.

  نرده ها

در عكس زير، نيمكت‎ها هم چون ريتم به حركت انسان چتردار كمك مي‎كند. نقطه‎ي آغاز نيمكت به گونه‎اي مناسبت دارد كه حركت رفت آدمي را همراهي مي‎كند. علاوه بر اين، نيمكت‎ها در تعبير اثر تأثير فراواني دارد: نيمكت كه براي نشستن است، رفتن را نيز همراهي مي‎كند.

   نيمكت

ريتم چنان كه در شعر و موسيقي روي مي‎دهد، به حركت چشم در عكس و يا به عبارتي، تحرك چشم براي يافتن موضوعي هنري مي‎انجامد. در شعر واژه‎ها با ضر‎آهنگ خود هم داراي مفهوم‎اند و هم حركت خواننده را سبب مي‎شود. در موسيقي نيز، ضربات مناسب علاوه آفرينش صداي دل‎نواز، مفهومي را پي مي‎ريزد كه شنونده را غرق خود مي‎كند. بنابر اين، ريتمي كه از قاعده‎اي دل‎خواه پي‎روي كند شايد رغبت زيادي بين تماشاگر ايجاد نكند. براي برپايي قاعده‎ي ريتم در آثار هنري لازم است قاعده‎هاي رايج آموخته شده و سپس به اشكال تازه‎اي از آن روي آورد. حتا اين يافته‎هاي تازه‎ي ريتم نيز نگاه عمومي را مورد توجه و دقت نظر قرار مي‎دهد.

در تاريخ ادبيات ايران شاهديم كه شعر نيمايي از ميان وزن‎هاي عروضي سر بر آورد. اين تازگي با شكسته شدن وزن‎هاي شعر پديد آمد به گونه‎اي كه قالبي نو و قابل قبول يافت. پس از آن دوباره اين نوآوري شعر را به شكلي ديگر درآورد كه شعر سپيد گفته مي‎شود. در شعر سپيد قالب‎هاي نيمايي نيز تغيير يافت به گونه‎اي كه هيچ خبري از قالب‎هاي وزني پيشين در آن ديده نمي‎شود. با اين حال، خود داراي سبك و سياقي‎ست كه آهنگ شعر را پيش مي‎برد. بدين ترتيب، شعر از نسبت‎هاي ثابت پيشين به ريتمي نو تغيير يافت كه قابل بررسي اهل فن است.

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لینک ثابت |