تبليغاتX
خانه عکاسان تبریز
سرانجام الگوی مشهد در تبریز چهارشنبه 1388/07/08 1:20 AM

توفیقی شد و با شهردار، معاونت اجتماعی و مدیر عامل سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز به بهانه‎ی برپایی نمایش‎گاه آثار فیروزه در مشهد همراه شدم. در دیدارهای گوناگونی با مقامات مسؤول شهرداری مشهد چیزی را حس کردم که با نام الگوی مشهد یاد می کنم. شاید در دیگر استان‎ها هم چنین باشد. اصولا همکاری نزدیک با هنرمند کار سخت و زیان‎آور قلمداد می‎شود. تحمل هنرمند برای هر مدیری امکان پذیر نیست. اخلاق و رفتار او در جریان‎های اداری کلافه کننده است. هیچ تنبیهی برای او کارساز نیست. هنرمندان نه از بخش‎نامه‎های اداری چندان خوشایندی دارند و نه حقوقی می‎گیرند که محل تنبیه آنان باشد. فقط و فقط با منطق و اخلاق هنری می‎توان با آنان کنار آمد. از این رو، مدیران فرهنگی ترفندهای زیادی برای برخورد نزدیک با هنرمندان به کار می‎برند که غالبا موفقیتی نداشته است. پس زدن هنرمند به این شیوه سبب بی‎رونقی کار مدیریتی می‎شود. بدین ترتیب، یک مدیر می‎ماند و چندین کارمند و اتاق‎های خالی که قرار است برای راه انداختن تولیدات هنری برنامه‎ریزی و اجرا کنند.

در مشهد یک راه حل ظاهرا موفق در بدنه‎ی شهرداری کشف شده بود که در کارهای هنری و فرهنگی اعمال می‎شد. عوض این که چندین هنرمند گرد مدیران جمع شوند، یکی-  دو نفر که از هر بابت مورد تأیید است به صورت انحصاری بغل دست خود قرار می‎دهند و در جریان همه‎ی برنامه‎های هنری قرار می‎گیرند. و این دو سه نفر هم که نفوذی در گروه‎های هنری دارند آنان را خوراک می‎دهند. از این رو، هیچ گروهی از سوی شهرداری رسمیت ندارند که مورد بازخواست یا شکایت یا احیانا نقد قرار گیرند. انجمن هنر عکاسی هم که غیر از تبریز و تهران در هیچ استان دیگر وجود ندارد. در همه‎ی استان‎ها عکاسان زیر نظر انجمن سینمای جوان کار می‎کنند؛ و این انجمن هم که نام «سینما» را روی خود دارد و در مواقع دفاعیه پاکیزه می‎ماند. عکاسان در پی اسپانسرهای خود غیر از ارگان های دولتی امیدی نمی یابند و مدیران فرهنگی هم ادعا می کنند کافی ست با حمایت از یکی از عکاسان  بقیه جلوی در صف بکشند. این است که دولت نه به بخش خصوصی اجازه ی فعالیت می دهد و نه خود جربزه ی چنین کاری دارد: مثل دو تخم مرغ گره خورده انحصار تولید آثار هنری در دست دولت باقی می ماند.

تبریز که هم انجمن هنر عکاسی دارد و هم گروه‎های رسمی دیگر، شرایط خیلی بدی را تجربه می‎کند. جایگاهی که به هنرمندان اختصاص یافته، بدانان رسمیت بخشیده است. آسیبی که مدیران فرهنگی از این بابت می‎بینند در سخنرانی‎ها و رفتارهاشان مشهود است. و حمایت پنهانی آنان از عده‎ی کمی از عکاسان مورد تأیید خود، دردی را دوا نمی‎کند و درگیری آنان را بیش‎تر و سیل انتقادات را هم افزایش می‎دهد. کاشف ما از الگوی مشهد بنایی را ریخت که سبب تعطیلی خانه‎ی عکاسان تبریز و فرو پاشیدن جشنواره‎ی فیروزه گردید. او به تنهایی خواست چنین الگویی را به نام خود بزند و تجربه‎اش را رایگان در اختیار دیگران قرار ندهد. این موفقیت قرار بود او را بر اوج مدیران قرار دهد که نداد. اما، فرق مدیر و هنرمند در این است که هنرمند تمام حواس اش شش دانگ جمع کارهای خود است. هر چیزی را فورا تشخیص می‎دهد چون منتظر حقوق سر ماه نیست. چون منتظر فرصت برای رقابت با همکارش نیست. او شب و روزش را با ایده‎های خود سر می‎کند. و تا مدیر بخواهد بخش نامه اش را ابلاغ کند، دست اش رو شده است.

عکاسان و هنرمندان زیادی در مشهد فعالیت می‎کنند که کم از ما نیستند. مشکلات آنان هم از بابت بی‎تفاوتی‎ مدیران فرهنگی‎شان به گلایه‎های همیشگی بدل شده است. راه حلی که کاشف الگوی مشهد برای تبریز تجویز می‎کرد حتا در مشهد هم موفق نبوده است چه رسد به این که، در تبریز که گروه‎های رسمی زیادی ایجاد شده است و این حق بدانان داده شده است که در جریان انتخاب مدیران و کارهای هنری تصمیم گیرنده باشند. بریدن چنین حقی برای مدیر بی‎تجربه گران تمام می‎شود. این بی‎تجربگی چه بسا سبب استعفای او شود و برای همیشه کنار رفته و در کنج کتاب‎خانه‎ها پژوهش دانشگاهی انجام دهد.

ما از این وضعیت هم راضی نیستیم که مدیر دم به دم عوض شود. چرا که در خشک سالی عجیبی به سر می بریم. مردان هنر به خاموشی گراییده اند و بی هنران زور آزمایی می کنند. مدیری بدتر از قبلی پیدا می شود و دندان ما را خرد می کند.


پاسخ آقای نوین (شهردار تبریز) در وبلاگ شخصی:

آقای خلیل غلامی:
با شما موافقم كمكم كنید تا بدهی خود را ادا كنم و اقدامات (موزه شهر، تشكیل معاونت فرهنگی، توسعه خانه های فرهنگ، جشنواره های مختلف شعر و عكس تابستانی، خرید خانه های تاریخی شهر و بزرگداشت های مفاخر كشور و آذربایجان و تبریز و نامگذاری پاركهای شمش، صائب و ... آغازی برای همین منظور است. ایده پردازی در خصوص مسائل فرهنگی با شما و اجرا با ما. متشكرم

و به علی حقدوست:

آقا حامد:
به مدیر عامل جدید سازمان فرهنگی (آقای نجفی) ابلاغ كرده ام انشاالله با كمك شما بهتر از گذشته خواهد بود.

http://alirezanovin.ir/post/63


نوشته ی پریسا رحیمی در وبلاگ شخصی:

http://parisarahimi.blogfa.com/post-14.aspx

 

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لينک ثابت |