تبليغاتX
خانه عکاسان تبریز
عکاسی انتزاعی-1 شنبه 1387/04/22 6:17 PM

علی حامد حقدوست

طبق توافقی که با سردبیر محترم سرخاب شده است، نیم صفحه‎ی هفتم روزنامه ویژه‎ی هنر عکاسی شده است. نخستین موضوعی که برای این هنر تازه رونق یافته در شهرمان پیش پای خوانندگان می‎گذاریم عنوان «انتزاع» است. دلیل این عنوان مشکل خوانش در این گونه اثر است. گاهی آثار برای تعبیر و سخن گفتن دشوار به نظر می‎رسند. و گاه این دلیلی می‎شود برای عنوان دادن به عکس که «این اثر انتزاعی‎ست». یعنی سخن گفتن از آن دشوار است. ولی نشان‎های یک امر انتزاعی در هنر و به ویژه عکاسی فقط دشوار بودن آن نیست. ولی دشواریِ تعبیرِ اثر یکی از نشان‎های انتزاع است.

در این مجموعه‎ی هنری، تلاش ما (منظور از ما: علی حامد حق‎دوست، خلیل غلامی و طیفی از خوانندگان این پست) این خواهد بود که تا قدر توانایی‎مان این موضوع را در عکاسی روشن کنیم. اما یک موضوع را در ابتدا متذکر شویم که، بحث ما از هنر و با این عنوان نه تنها از بعد عکاسی که از بعد فلسفی هم خواهد بود. چرا که برای عکاس همه‎ی موضوعات اجتماعی و فردی مهم‎اند. عکاس آذربایجانی برای تعریف اثر مستند خود به آثار فرهنگی سرزمین‎اش رو خواهد آورد. تاریخ او و روابط اجتماعی کنونی او امری مهم در ثبت لحظات عکاسی‎ست. او بدون مطالعه در این موضوعات هرگز اثری مستند و فرهنگی نخواهد توانست بیافریند. نگاه عکاس پیش از شاتر از اندوخته‎های فرهنگی تلنبار شده است و آن دوربین را به کنترل می‎گیرد: او با اندوخته‎هایش عکس می‎گیرد.  ذهن او بی‎نصیب از امور فرهنگی و اجتماعی فقط در پی لحظات تصادفی خواهد گردید.

بنابر این، آگاهی از فرهنگ، تاریخ و اجتماع برای خواننده و نویسنده‎ی این سطرها لازم است. برای خوانش اثرِ عکاسی این گونه آگاهی لازم است و بی این هیچ تأثیری از اثر در ذهن تماشاگر به جا نخواهد ماند. هر اثر خوب حاوی بسته‎هایی از روابط اجتماعی و فرهنگی‎ست. در اثر انتزاعی مشکل مضاعف ما این خواهد بود که نشان‎های مفهومی چندان روشن نخواهد بود. تلاش ما این خواهد بود که آگاهی کلی از نشان‎های اثر به دست دهیم تا عکس خوانی به روش درست جا بیفتد.

از همه‎ی خوانندگان به ویژه عکاسان دعوت می‎شود سهم خود را از این مجموعه ادا کنند و نظرات خود را در نشانی: تبریز فوتو به ثبت رسانند. از این نظرات در شماره‎های پسین بهره خواهیم برد.

ایلاچینسکی

1. برای تعبیر این اثر نخست باید برای خودمان با صدای بلند توصیف‎اش کنیم. توصیف من این خواهد بود: پنجره‎ای درون پنجره‎ای که با ریشه‎های قطور پوشیده شده است. و این بهترین توصیف اثر نیست. هر کس می‎تواند برای خودش توصیفی داشته باشد که شاعرانه‎تر باشد. در جمله‎ی من دو واژه‎ی مهم دیده می‎شود: پنجره و ریشه. این کلید واژه‎ها با برخورداری از فرهنگ من به وادی تعبیر گام خواهد گذاشت. یعنی این که توصیف پس از ترکیب با فلسفه و فرهنگ خودی به تعبیر مبدل می‎شود. در توصیف من واژه‎ها انتزاعی نیستند. هر دو واژه در ساحت حس قابل دریافت‎اند. اما در فضای شعر هر دو واژه می‎تواند به مفهومی ژرف تبدیل شود. در ادبیات ما مفاهیم زیبایی از این دو واژه ثبت شده است که برای این اثر می‎تواند به عنوان تعبیر قلمداد شود.

2. علی حامدحق‎دوست با برخورداری از تکنیک‎های عکاسی اثرش را انتزاعی کرده است. یعنی این که در فضای عکس نشان‎های زیادی به غیر از شکلی از آدمی‎زاد چیز دیگری آشکار نیست. توصیف این اثر برای این است: کسی با پاهای کشیده به سویی می‎رود. هرگونه تغییر در واژه‎های این جمله کل تصویر را تحت تأثیر قرار خواهد داد. مثلا اگر به جای «کسی» «انسان» بگذاریم مفهومی دیگر در توصی‎مان رخ نشان خواهد داد. تفاوت این اثر با تصویر ایلاچینسکی در این است که حق‎دوست به جای نشان از تکنیک بهره برده است. و این برای من چندان خوب نیست. اما این برای کسی که به رمان علاقه‎مند است شاید تصویری مفهوم‎دار به دست دهد.

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لينک ثابت |