تبليغاتX
خانه عکاسان تبریز
آیین های مردم آذربایجان - 4 یکشنبه 1387/04/23 11:42 PM

روستای دویوجان

علی حامد حق دوست 

دویوجان در 50 کیلومتری شرق مرند از توابع آذربایجان شرقی، بر دامنه‎های قره‎داغ جای گرفته است. این روستای آسفالته دارای 180 خانوار است که دام‎داری و کشاورزی درآمد آنان را تشکیل می‎دهد. دویوجان به سبب ارتفاع‎اش از سطح دریا دارای آب و هوای خنک است. در شرق آن غاری به نام «کوهول» وجود دارد که کف آن از آب پوشیده است.

علی حامد حق دوست

مردم دویوجان دارای پوشش منحصر به خود است. زنان که پخت نان و دوشیدن شیر را بر عهده دارند پوششی بی‎نظیر از رنگ‎ها دارند. این پوشش هنوز ادامه دارد و از روند تخریب در امان مانده است. عکاسی در این روستا نسبت به روستاییان دیگر استان بی‎دردسر و راحت است اما، دوربین غریبه‎ای که به سوی زنان نشانه رود با مخالفت روبه‎رو خواهد شد.

علی حامد حق دوست

هر ساله در این روستا آیینی با شرکت همه‎ی زنان و مردمان روستا روی می‎دهد که بنا بر آن، ظهر نوزدهم تیرماه از روستا خارج شده و دسته دسته همراه زنان و بچه‎ها به سوی «پیر» یا «سلطان سنجر» که سلطان زنجیراش می‎گویند حرکت می‎کنند. حصار این پیر از سنگ است. مردم بخشی از راه خاکی را با تراکتور و بقیه را با پای پیاده می‎پیمایند.

علی حامد حق دوست

عصر پیش از فرو رفتن آفتاب بر بلندی کوه سلطان سنجر رسیده و در میان سنگ‎های تلنبار شده جای می‎گیرند تا پیش از برآمدن آفتاب شاهد گوسفندان‎شان باشند که بر گرد پیر می‎چرخند. این نمایش برای سلامتی و پربرکت بودن دام‎های‎شان خوب است. داستان‎هایی از این آیین‎ها بر سر زبان‎هاست که اعتقادشان را بر آن بیش‎تر می‎کند. اطراف «پیر» پر است از خانواده‎هایی که شب را بر سر آتش به سر می‎برند و جوانانی که بر بلندی این کوه با احساس غرور از آینده‎ی برنامه‎هاشان سخن می‎گویند. از این بلندی روستای زنوزاق، زنوز و مرند دیده می‎شود. این پیر از آنِ مردمان زنوز است که فقط در این روز از سال روستاییان دویوجان زائر آن می‎شوند.

علی حامد حق دوست

پس از گوسفند گردانی به دور «پیر» و با برآمدن آفتاب مردم به سوی منطقه‎ی «سووانالیق» بین راه روستا و پیر سرازیر می‎شوند. در آن جا گوسفندان دوشیده شده و گاه خرید و فروش می‎شوند. مردم چند گروه شده و هر کدام در گوشه‎ای از دره‎ی بزرگ اوتراق کرده و از مهمانان‎شان پذیرایی می‎کنند. هر گروه از خانواده‎ها سفره‎ای پیش انداخته که از «چوچَه» یا «داستانا»ی پخت خودشان و پنیر و چای چیده شده است. به راحتی می‎توان بر سر سفره‎ها نشسته و با آنان هم سخن شد. چشم انداز این دره با گوسفندان، گاوها، الاغ‎ها و اسبان‎شان خاطره‎ی به یاد ماندنی بر جای می‎گذارد. هوای خنک این منطقه مانع از گرما زدگی‎ست. کودکانی که در این آیین‎ها شرکت دارند کم‎کم یاد می‎گیرند که برای سال آینده نیز باید راهی این دیار شوند و چنین اعتقادی را پا بر جای نگه دارند. عصر مردم آماده‎ی سرازیر شدن به روستای‎شان شده و با خاطره و زیارتی دیگر سالی دیگر می‎آغازند.

 علی حامد حق دوست

اشعار محلی:

دورت داغدیلار یان با یاندی/ سلطان زنجیر الهام آلدی/ چوخلی سنه قوناق گلدی/ سلطان زنجیر پیردی دغلار

سنه نییه صاحاب یوخدی/ تیکانلارین بیز قانوخدی/ سنه گلیب گئدن چوخدی/ سلطان زنجیر پیردی داغلار

آتلی گلیر قوشا قوشا/ سلیماندی آدی پاشا/ تاریخ قویمادیلار داشا/ سلطان زنجیر پیردی داغلار

ایلده بیر یول ائل گلردی/ قویون قوزو بول گلردی/ سورو سورو او گلردی/ سلطان زنجیر پیردی داغلار

قیزیل دره‎نین چایین‎دان/ بوزداغی‎نین های هویون‎دان/ قبله چشنه‎نین سویون‎دان/ بیر دویونجان ایچه‎م داغلار

دربند یوردون‎دان ائل دوشه‎ردی/ املیک گوزولار پیشه‎ردی/ کیم دیه‎ردی یول دوشه‎ردی/ دوه گئشمه‎زیندن داغلار

غلامحسین حق پرست

 علی حامد حق دوست

باشین اوسته دوران جله داغیدی/ قبله‎ده دایان او کند داغیدی/ گون چیخانین سنون درویش داشیدی/ اولاردا چوخ اسه‎ر مهینده دویوجان

جبرییل عبدالپور

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لينک ثابت |