تبليغاتX
خانه عکاسان تبریز
عکاسی انتزاعی - 4 جمعه 1387/05/25 9:11 PM
 

عکاسی انتزاعی- 4

خلیل غلامی

 جلال شمس آذران

گفتیم که برای تعبیر عکس انتزاعی اطلاعاتی لازم است. گاه با نبود این آگاهی هم عکاس عاجز میماند و هم بیننده. بی این آگاهی اثر نه خوب است و نه بد. باید در جایی که از اثر هنری نمی‎توان سخن گفت، خاموش ماند. و این خاموش ماندن خود اخلاقی‎ترین موضوع هنریست. در جامعهی ما، واژه‎ها تصویر ساز نبوده‎اند، یا این که توانایی تصاویر ما به دلایلی کم‎رونق بودهاند. و به همین سبب، تصاویر هنری با تعبیر خوبی همراه نشده است. یعنی آثار انتزاعی گویا فقط برای روشنفکران آفریده شده‎اند و نه برای عموم مردم.

اثر انتزاعی همیشه یک چیزی در اثر جا میاندازد. و هر بیننده با حس مشترک‎اش به درون اثر راه مییابد. پس، انتزاع فلسفه نیست؛ برانگیختن حس است. حسی که چیزی به گفتن نمی‎آمد و این اثر او را به سخن وامی‎دارد. اما، واژه‎هایی که برای سخن گفتن از حس درونی خود با دیدن مترسک جلال شمس‎آذران در زبان جولان می‎دهیم، هم چون رنگ و خط اثر را تکمیل می‎کند.

مشکل دیگر ما برای آثار انتزاعی کمبود واژههاست. تصاویر ما از کم‎بود این واژه‎ها رنج میبرند. تصاویر به چشم میآیند ولی زندگی آن‎ها با سخن عینیت مییابد: اگر نگاه نخستین من به انگشتاناش میافتد آستین کت‎اش، عروس را در کادری دیگر می‎برد. در این جا، واژهی «عروس» از ساختههای من است به عنوان یک بیننده، که در اثر یا فراموش شده است یا بدین گونه، مرا به دامِ حسی عاطفی رها کرده است. در این صورت، این مرد تجسمی از خواسته‎های من میشود؛ و هر نشانه‎ی روی بدن‎اش برای من معنادار می‎شود. و برعکس، اگر نتوانم با این اثر ارتباطی داشته باشم، هیچ نشانه‎ای به تنهایی مرا به وجد نمیآورد.

***

در این نوشته‎ها تلاش میکنیم:

1.     به نشانههایی برسیم که اثر را انتزاعی می‎کند.

2.     به خوانش یک اثر انتزاعی برسیم.

تا حدودی گفتیم که سادگی یک اثر از نشانه‎های مهم آن است. اما هر اثر ساده لزوما انتزاعی نیست. بنابر این، به دست آوردن معیارهای اثر انتزاعی سخت خواهد بود. دسته بندی کردن موضوعات عکاسی یکی از مشکلات این معیارهاست. انتزاع در هر شاخه از عکاسی دارای ساختار منحصر به خود است و باید در هر کدام از آن‎ها تعریف شود: مستند، طبیعت، خبری و... پس انتزاع خودبه‎خود موضوع عکاسی نیست، بل که در موضوعاتی از این شاخه‎ها نمود دارد.

خطوطی که روی صورت زن و زمینهی عکس دیده میشود، در حوزه‎ی عکس خبری انتزاع محسوب می‎شود. بنابر این، نشان‎های عمدهی ما در این اثر عبارت‎اند از خطوط و زن چادری. اما آن چه این اثر را خبری می‎کند کاربرد واژه‎ی «زن چادری»ست. ترکیب این خطوط با زن در رسانههای خارجی موضوع را حساس و معنادار می‎کند. در این صورت، این معنای اثر نه از آنِ ما که از نگاه پرسش برانگیز رسانه‎های خارجی برمیخیزد. سخن ما روی این عکس، از ادبیات رسانهای یا بهتر است بگوییم، از ادبیات سیاسی پیروی می‎کند.

نشانه‎ی مهم دیگر اثر انتزاعی دور بودن از حواس انسانیست: یا چنان که برخی‎ها می‎پسندند، غیرواقعی بودن اثر است. چرا که، تخیل راه گشای آفرینش هنری‎ست. اما جادوگری نیست. چون از خلا چیزی پدید نمی‎آورد. این اندیشهی غلط که آفرینش از ناکجا آباد می‎آید، سبب دشواری خوانش اثر می‎شود. عکاس می‎بیند و سپس می‎آفریند، اما نه آن گونه که همه می‎بینند. حتا عکس مستند یا خبری چنان نیست که با نگاه عادی به چشم آید. همین که از عادتهای حسی کنارتر میزند به انتزاع گام می‎گذارد. و این اثر پس از چند سال موضوعی انتزاعی نخواهد بود. چون در حوزهی شناخت همه وارد شده است.

انگیزه‎ی عکاس برای اثر انتزاعی در این است که، نکته‎ای را در اثرش جا بگذارد که بهانهی سخن گفتن باشد. نه این که کلیدی که همهی معانی را روشن می‎کند. او سخن از اثرش را به بینندگان میسپارد تا چیزی تازه برگزار شود. از این رو، انتزاع جای خالی سخن است. جای خالی نکتهای که باید گفته شود. پس، انتزاع کلید گنج نیست و هم چنین، پیچیده گویی نیست. پیچیده گویی در عکس اثر را پر از نشانه می‎کند.

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لینک ثابت |