خلیل غلامی
در بخش پیشین به عکاسی در مورد دستان انسان گذرا اشاره کردم و این که چه گونه این گونه آثار را میتوان تعبیر کرد. «دست» بخشی از حضور انسان است که نشانی از کل پیکر انسان را در خود دارد. این بار همین موضوع را در مورد چهرهی انسان پی میگیرم. چهره بخشی از انسان است که میتوان گفت در واقع حساسترین موضوع عکاسیست. در چهره نگاری، چشم گیراترین تصویر درونی انسان را شکل میدهد. در مستندنگاری چهره مهارت عکاس در جهت نشان دادن وضعیات درونی فرد است. اما چهره نگاری انتزاعی از بین بردن حالتهای عادی یا تکراری چهره است. یکی از فنونی که برای تولید آثار انتزاعی به کار میرود حرکت دوربین است. این حرکت به چند گونه انجام میگیرد که بسته به موضوع است: حرکت دایروی، حرکت افقی یا عمودی، حرکت با عدسی دوربین و...
در مورد حرکت موضوعی نوشتهای دارم از آثار علی شکری که در روزنامهی سرخاب چاپ شده و در وبلاگ خانهی عکاسان هم وجود دارد. این گونه حرکت، انتزاع در موضوع است که در فرصت مناسب بدان دوباره خواهم پرداخت.
حرکت دوربین از جمله تکنیکهاییست که عکاس برای برآوردن ایدهاش از چهره به کار میگیرد و به گونهای تنظیم میشود که نگاه تماشاگر در نقطهی اتکای خواستهی عکاس توقف کند. بنابر این حرکتی که هیچ نکتهی اتکا نداشته باشد نگاه تماشاگر را گمراه کرده و معنای اثر را از دست خواهد داد. حرکت دوربین غالبا برای کارهای خلاقانه به کار میرود. و آثار انتزاعی مرز مشترکی با کارهای خلاقانهی عکاسی دارد. بدیهیست که هر گونه حرکتی به عنوان کار خلاق یا انتزاعی قلمداد نمیشود. حرکت دوربین یا حرکت موضوع نتایج متفاوتی دارند و از این رو، دارای تعبیر یک سانی نیستند. برخی ترجیح میدهند دوربین را حرکت دهند و برخی در شرایط سرعت کم حرکت موضوع را برمیگزینند. در این نوشته من به طور گذرا به حرکت دوربین میپردازم.

این پرتره که اثر علی حقدوست است، در شرایط نور شب و نور مصنوعی پدید آمده است. صرف نظر از این که موفق است یا نه، به بحث تولید آثار انتزاعی میپردازیم. در این اثر، از حرکت دوربین استفاده نشده است. اما نور مصنوعی و زاویهی تابش بخصوص آن سبب شده است که تعبیر اثر را در ردهی آثار انتزاعی بگنجانیم. نور خشن روی فرد نخست و لبهی کلاه او مهمترین نقطهی تعبیر اثر است. در امتداد این چهره دو چهرهی دیگر چیده شده است که از شرایط نور مناسبی برخوردار نیستند. از نشانهی دیگر نیز میتوان سخن راند: خطی که نفر سمت راست را با دو نفر دیگر جدا کرده و سایهی کشیده شدهی نفر نخست که سبب شده چهرهی او به خوبی دیده شود. هر کدام از این نشانهها میتواند محل تعبیر یا سخن گفتن باشد. هر کس میتواند سخن خود را با این اثر پیش برد.
اثر دیگر حقدوست در همان شرایط نوری گرفته شده است. در این جا دو نکته دیده میشود: حرکت دورانی دوربین و حضور چهرهی استخوانی انسان. این حرکت سبب شده است که پیوند چهرهی استخوانی با چهرهی انسان به درستی جا بیفتد. غیر طبیعی کردن چهرهی انسان در این جا با حرکت دوربین امکان پذیر شده است. و البته با شرایط دیگر هم میشود این کار را کرد. پیوند این دو چهره محل تعبیر اثر است: رو در رو شدن با آن چه میپسندیم در روان و خواستههای ما تأثیر دارد. مثلا در این عکس میتوان پرسید: کدام چهره ترسناکتر است؟ آیا تفاوتی در ترسناک بودن چهرهها دیده میشود؟ در این جاست که میبینیم عکاس به منظور پرداخت به بیتفاوتیهای اجتماعی و روانی از تکنولوژی عکاسی بهرهی مناسبی برده است.

بنابر این، حرکت دوربین فنیست که در آفرینش آثار انتزاعی جایگاه خوبی دارد. قاعدهی این فن بسته به موضوعیست که بر ذهن عکاس نشسته است. و در صورت مناسب نبودن این حرکت، موضوع برای بیننده گنگ خواهد بود. برای به کار بستن این روشهای عکاسی لازم است عکاس آگاهیهایی از روابط اجتماعی و شخصی چهرهی مورد نظر داشته باشد.


