تبليغاتX
خانه عکاسان تبریز
عکاسی انتزاعی- 7 دوشنبه 1387/07/01 5:15 PM

خلیل غلامی

در بخش پیشین به عکاسی در مورد دستان انسان گذرا اشاره کردم و این که چه گونه این گونه آثار را می‎توان تعبیر کرد. «دست» بخشی از حضور انسان است که نشانی از کل پیکر انسان را در خود دارد. این بار همین موضوع را در مورد چهره‎ی انسان پی می‎گیرم. چهره بخشی از انسان است که می‎توان گفت در واقع حساس‎ترین موضوع عکاسی‎ست. در چهره نگاری، چشم گیراترین تصویر درونی انسان را شکل می‎دهد. در مستندنگاری چهره مهارت عکاس در جهت نشان دادن وضعیات درونی فرد است. اما چهره نگاری انتزاعی از بین بردن حالت‎های عادی یا تکراری چهره است. یکی از فنونی که برای تولید آثار انتزاعی به کار می‎رود حرکت دوربین است. این حرکت به چند گونه انجام می‎گیرد که بسته به موضوع است: حرکت دایروی، حرکت افقی یا عمودی، حرکت با عدسی دوربین و...

در مورد حرکت موضوعی نوشته‎ای دارم از آثار علی شکری که در روزنامه‎ی سرخاب چاپ شده و در وبلاگ خانه‎ی عکاسان هم وجود دارد. این گونه حرکت، انتزاع در موضوع است که در فرصت مناسب بدان دوباره خواهم پرداخت.

حرکت دوربین از جمله تکنیک‎هایی‎ست که عکاس برای برآوردن ایده‎اش از چهره به کار می‎گیرد و به گونه‎ای تنظیم می‎شود که نگاه تماشاگر در نقطه‎ی اتکای خواسته‎ی عکاس توقف کند. بنابر این حرکتی که هیچ نکته‎ی اتکا نداشته باشد نگاه تماشاگر را گم‎راه کرده و معنای اثر را از دست خواهد داد. حرکت دوربین غالبا برای کارهای خلاقانه به کار می‎رود. و آثار انتزاعی مرز مشترکی با کارهای خلاقانه‎ی عکاسی دارد. بدیهی‎ست که هر گونه حرکتی به عنوان کار خلاق یا انتزاعی قلمداد نمی‎شود. حرکت دوربین یا حرکت موضوع نتایج متفاوتی دارند و از این رو، دارای تعبیر یک سانی نیستند. برخی ترجیح می‎دهند دوربین را حرکت دهند و برخی در شرایط سرعت کم حرکت موضوع را برمی‎گزینند. در این نوشته من به طور گذرا به حرکت دوربین می‎پردازم.

 علی حامد حق دوست

این پرتره که اثر علی حق‎دوست است، در شرایط نور شب و نور مصنوعی پدید آمده است. صرف نظر از این که موفق است یا نه، به بحث تولید آثار انتزاعی می‎پردازیم. در این اثر، از حرکت دوربین استفاده نشده است. اما نور مصنوعی و زاویه‎ی تابش بخصوص آن سبب شده است که تعبیر اثر را در رده‎ی آثار انتزاعی بگنجانیم. نور خشن روی فرد نخست و لبه‎ی کلاه او مهم‎ترین نقطه‎ی تعبیر اثر است. در امتداد این چهره دو چهره‎ی دیگر چیده شده است که از شرایط نور مناسبی برخوردار نیستند. از نشانه‎ی دیگر نیز می‎توان سخن راند: خطی که نفر سمت راست را با دو نفر دیگر جدا کرده و سایه‎ی کشیده شده‎ی نفر نخست که سبب شده چهره‎ی او به خوبی دیده شود. هر کدام از این نشانه‎ها می‎تواند محل تعبیر یا سخن گفتن باشد. هر کس می‎تواند سخن خود را با این اثر پیش برد.

اثر دیگر حق‎دوست در همان شرایط نوری گرفته شده است. در این جا دو نکته دیده می‎شود: حرکت دورانی دوربین و حضور چهره‎ی استخوانی انسان. این حرکت سبب شده است که پیوند چهره‎ی استخوانی با چهره‎ی انسان به درستی جا بیفتد. غیر طبیعی کردن چهره‎ی انسان در این جا با حرکت دوربین امکان پذیر شده است. و البته با شرایط دیگر هم می‎شود این کار را کرد. پیوند این دو چهره محل تعبیر اثر است: رو در رو شدن با آن چه می‎پسندیم در روان و خواسته‎های ما تأثیر دارد. مثلا در این عکس می‎توان پرسید: کدام چهره ترسناک‎تر است؟ آیا تفاوتی در ترسناک بودن چهره‎ها دیده می‎شود؟ در این جاست که می‎بینیم عکاس به منظور پرداخت به بی‎تفاوتی‎های اجتماعی و روانی از تکنولوژی عکاسی بهره‎ی مناسبی برده است.

علی حامد حق دوست

بنابر این، حرکت دوربین فنی‎ست که در آفرینش آثار انتزاعی جای‎گاه خوبی دارد. قاعده‎ی این فن بسته به موضوعی‎ست که بر ذهن عکاس نشسته است. و در صورت مناسب نبودن این حرکت، موضوع برای بیننده گنگ خواهد بود. برای به کار بستن این روش‎های عکاسی لازم است عکاس آگاهی‎هایی از روابط اجتماعی و شخصی چهره‎ی مورد نظر داشته باشد.

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لینک ثابت |