تبليغاتX
خانه عکاسان تبریز
عکاسی انتزاعی- 9 جمعه 1387/07/19 8:37 PM

در شماره‎های پیشین با اشاره به عکاسی نجومی آثار انتزاعی را مشاهده کردیم. حرکت در عکاسی نجومی نیز پدیده‎ای‎ست که گامی در تولید اثر انتزاعی به شمار می‎رود. عکاسی نجومی که جزوی از عکاسی طبیعت است با بخشی از غیر زمین سر و کار دارد. اما نه مطلقا بریده از مناظر و اشیای زمینی. در عکاسی نجوم آماتوری به اندازه‎ای که از تلسکوپ‎های نیوتنی بهره برده می‎شود، کادر اثر با کهکشان‎ها و سحابی‎ها بسته می‎شود و جایی برای مناظر زمینی باقی نمی‎ماند. اما بخشی از عکاسی نجومی کادرهایی از زمین و آسمان در آن نقش می‎بندد. عکاسی نجومی آماتوری یک حرفه‎ی عکسی‎ست که بیش‎تر به کار اخترشناسی علاقه‎مند است تا هنر. اما در این جا من با آثاری از عکاسان نجومی همراه خواهم بود که دغدغه‎ی آن آفرینش‎های هنری‎ست. اما این عکاسان قطعا باید از نجوم و پدیده‎های آسمان آشنایی داشته باشند.

در عکاسی نجومی ابر، ماه، خورشید و ستارگان بخشی از آسمان‎اند. یک ترکیب‎بندی زیبا از درخت یا جاده با پدیده‎های آسمانی موضوعی جذاب پدید خواهد آورد. در این نوشته من به برخی از تولیدات عکاسی نجومی اشاره می‎کنم که فضایی انتزاعی در خود دارند. در این جا نیز، آفریدن موضوعی انتزاعی از پدیده‎های آسمانی کار سخت و توان فرسایی‎ست. حوصله و دقت در مشاهده‎ی اتفاقات در بخش آسمانی هستی همراه با آشنایی از فنون عکاسی لازمه‎ی این عکاسی‎ست.

چند قرن پس از زمان بطلمیوس ما آشنایی خوبی از حرکت ستارگان به دست آوردیم. این آشنایی مربوط می‎شود به حرکت خودِ ما که روی زمینی خاکی نشسته و مشاهده‎گر آسمان‎ایم. دوربینی که روی زمین محکم کاشته شده در سرعت B خواهد توانست این حرکت زمینی را به خوبی در خود به بار بنشاند: حرکتی دایروی و فوق العاده زیبا. از حرکت این ستارگان بر کادر عکاسی ما مرکزی به وجود می‎آید که عکاس علاقه‎مند را وادار می‎کند این مرکز را در زیباترین نقطه‎ی زمین یا آسمان قرار دهد. این ترکیب‎بندی عکاسی نجومی زیبایی‎هایی در خود دارد که از چشمان تیزبین عکاس تراویده است.

در بخش پیشین اشاره کردم که برخی آثار انتزاعی در عکاسی نجومی دارای مفهومی‎ست بیش از زیبایی صرف.

در این عکس فضای انتزاعی دارای مفهومی‎ست که من تلاش می‎کنم تا بنیان آن را روشن کنم. حسی که نخست گریبان‎گیر تماشاگر می‎شود بارش روی درخت است. اما این بارش ستارگان چیز عجیبی‎ست. گویی که درختان شب‎ها با بارش ستارگان تنفس می‎کنند. شاخ و برگ درخت در مسیر حرکت ستارگان تعبیر خوبی را فراهم می‎آورد. و هم چنین مرکز این حرکات دایروی در بیرون کادر قرار دارد. این ترکیب‎ها اگر بتواند ما را به عنوان تماشاگر این اثر انتزاعی به گفتار بیاورد آن گاه خواهیم گفت که با آفرینش هنری روبه رو هستیم. عکاس این اثر شالوده و بنیانی برپا می‎کند تا ذهن تخیل پرداز تماشاگر را به پرواز درآورده و در چنبره‎ی خود قرار دهد. شاید بناست بارانی از ستارگان درختان را آبیاری کنند تا تنفس شبانه‎شان منجر به حیاتی دیگر شود. به کارگیری واژه‎ی «باران» بر سطح این اثر ذوقی هنری محسوب می‎شود و هر گفتاری که بر ذهن خیال‎انگیز استوار باشد.

در این زیبا دو حرکت دیده می‎شود: حرکت آنالِممایی (Analemma) ماه و حرکت طبیعی ماه که طلوع گفته می‎شود. ثبت این اثر دست کم یک سال طول می‎کشد.هر ماه دو یا چند شاتر زده می‎شود که سبب تولید آنالممایی‎ست. سرعت B نیز سبب خط سفید است که سه گونه از آن را می‎بینیم. این اثر انتزاعی که از نظر مشاهده‎ی عادی غیر واقعی‎ست، نقشی زیبا از نقطه‎ها و خطوط به وجود آورده است. مفهوم یا تعبیر برای این اثر چندان رضایت بخش نخواهد بود. بیش‎تر فضای این اثر را توجیهات فیزیکی- اخترشناسی پر می‎کند و در نتیجه جای برای تعبیر هنری تنگ می‎شود. این معما در بر سطح اثر نگاه را غالبا به چند و چون فن عکاسی و پدیده‎ی فیزیکی می‎کشاند. پس انتزاعی بودن این عکس بر این اصل استوار است که نگاه معمولی از دیدن آن محروم است.

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لینک ثابت |