در شمارههای پیشین با اشاره به عکاسی نجومی آثار انتزاعی را مشاهده کردیم. حرکت در عکاسی نجومی نیز پدیدهایست که گامی در تولید اثر انتزاعی به شمار میرود. عکاسی نجومی که جزوی از عکاسی طبیعت است با بخشی از غیر زمین سر و کار دارد. اما نه مطلقا بریده از مناظر و اشیای زمینی. در عکاسی نجوم آماتوری به اندازهای که از تلسکوپهای نیوتنی بهره برده میشود، کادر اثر با کهکشانها و سحابیها بسته میشود و جایی برای مناظر زمینی باقی نمیماند. اما بخشی از عکاسی نجومی کادرهایی از زمین و آسمان در آن نقش میبندد. عکاسی نجومی آماتوری یک حرفهی عکسیست که بیشتر به کار اخترشناسی علاقهمند است تا هنر. اما در این جا من با آثاری از عکاسان نجومی همراه خواهم بود که دغدغهی آن آفرینشهای هنریست. اما این عکاسان قطعا باید از نجوم و پدیدههای آسمان آشنایی داشته باشند.
در عکاسی نجومی ابر، ماه، خورشید و ستارگان بخشی از آسماناند. یک ترکیببندی زیبا از درخت یا جاده با پدیدههای آسمانی موضوعی جذاب پدید خواهد آورد. در این نوشته من به برخی از تولیدات عکاسی نجومی اشاره میکنم که فضایی انتزاعی در خود دارند. در این جا نیز، آفریدن موضوعی انتزاعی از پدیدههای آسمانی کار سخت و توان فرساییست. حوصله و دقت در مشاهدهی اتفاقات در بخش آسمانی هستی همراه با آشنایی از فنون عکاسی لازمهی این عکاسیست.
چند قرن پس از زمان بطلمیوس ما آشنایی خوبی از حرکت ستارگان به دست آوردیم. این آشنایی مربوط میشود به حرکت خودِ ما که روی زمینی خاکی نشسته و مشاهدهگر آسمانایم. دوربینی که روی زمین محکم کاشته شده در سرعت B خواهد توانست این حرکت زمینی را به خوبی در خود به بار بنشاند: حرکتی دایروی و فوق العاده زیبا. از حرکت این ستارگان بر کادر عکاسی ما مرکزی به وجود میآید که عکاس علاقهمند را وادار میکند این مرکز را در زیباترین نقطهی زمین یا آسمان قرار دهد. این ترکیببندی عکاسی نجومی زیباییهایی در خود دارد که از چشمان تیزبین عکاس تراویده است.
در بخش پیشین اشاره کردم که برخی آثار انتزاعی در عکاسی نجومی دارای مفهومیست بیش از زیبایی صرف.

در این عکس فضای انتزاعی دارای مفهومیست که من تلاش میکنم تا بنیان آن را روشن کنم. حسی که نخست گریبانگیر تماشاگر میشود بارش روی درخت است. اما این بارش ستارگان چیز عجیبیست. گویی که درختان شبها با بارش ستارگان تنفس میکنند. شاخ و برگ درخت در مسیر حرکت ستارگان تعبیر خوبی را فراهم میآورد. و هم چنین مرکز این حرکات دایروی در بیرون کادر قرار دارد. این ترکیبها اگر بتواند ما را به عنوان تماشاگر این اثر انتزاعی به گفتار بیاورد آن گاه خواهیم گفت که با آفرینش هنری روبه رو هستیم. عکاس این اثر شالوده و بنیانی برپا میکند تا ذهن تخیل پرداز تماشاگر را به پرواز درآورده و در چنبرهی خود قرار دهد. شاید بناست بارانی از ستارگان درختان را آبیاری کنند تا تنفس شبانهشان منجر به حیاتی دیگر شود. به کارگیری واژهی «باران» بر سطح این اثر ذوقی هنری محسوب میشود و هر گفتاری که بر ذهن خیالانگیز استوار باشد.

در این زیبا دو حرکت دیده میشود: حرکت آنالِممایی (Analemma) ماه و حرکت طبیعی ماه که طلوع گفته میشود. ثبت این اثر دست کم یک سال طول میکشد.هر ماه دو یا چند شاتر زده میشود که سبب تولید آنالمماییست. سرعت B نیز سبب خط سفید است که سه گونه از آن را میبینیم. این اثر انتزاعی که از نظر مشاهدهی عادی غیر واقعیست، نقشی زیبا از نقطهها و خطوط به وجود آورده است. مفهوم یا تعبیر برای این اثر چندان رضایت بخش نخواهد بود. بیشتر فضای این اثر را توجیهات فیزیکی- اخترشناسی پر میکند و در نتیجه جای برای تعبیر هنری تنگ میشود. این معما در بر سطح اثر نگاه را غالبا به چند و چون فن عکاسی و پدیدهی فیزیکی میکشاند. پس انتزاعی بودن این عکس بر این اصل استوار است که نگاه معمولی از دیدن آن محروم است.


