تبليغاتX
خانه عکاسان تبریز
عکاسی انتزاعی- 2 چهارشنبه 1387/04/26 2:28 PM

خلیل غلامی

 

«انتزاع» در لغت به معني «بركندن و از جا بركشيدن» (- دهخدا) است. اين معنا از دو كليد واژه تركيب يافته: جا و بركندن. در شرايط عادي هر چيز در جاي خود قرار دارد: عنصري كه در جاي خود با اجزاي ديگر تركيب شده و معنا يافته است. - يك مغازه با وسايل‎اش و يا سالن سخن‎راني با اجزاي خودش. وقتي جزيي از آن بيرون كشيده ميشود معنايي به خود ميگيرد متفاوت با معناي پيشين. در اين صورت، گفته ميشود «صندليِ سالن سخنراني»، كه هويتي تنها يافته است.

وقتی گفته می‎شود «میدان صاحب‎الامر»، میدانی تصور می‎شود با مسجدی قدیمی و دارای اعتباری فرهنگی. این میدان با این اعتبار تاریخی معنادار می‎شود. اثری که این مفهوم را سراغ نداشته باشد، نمی‎توان «صاحب‎الامر» گفت.

«آراز» رودی‎ست که با مفهوم صمد بهرنگی گره خورده است. اگر تصویری داشته باشیم از ارس که چنین مفهومی را در خود نداشته باشد، به مفهوم رودخانه معنادار خواهد شد.

برخی کوه‎ها دارای امام‎زاده هستند. اما عکاسی منظره هیچ مفهومی از امام‎زاده‎ها به دست نمی‎دهند مگر برای جلب گردش‎گر. این گونه عکاسی مفهومی از قدمت تاریخی- فرهنگی امام‎زاده را در خود نخواهد داشت. فرمی را در خود می‎کشد که دارای آرایه‎های بصری‎ست متفاوت با نگاه فرهنگی. بنابر این، ما از مجموعه‎ی کوه وامام‎زاده و آراز تصویری می‎آفرینیم که مفهومی دیگر به دست می‎دهد.

***

Abstract در انگليسي به معني نامحسوس (حس نشده) و ساده شده است. آن چه مطابق واقع نيست. يا به اندازهاي كه از امور جاريِ قابل مشاهدهْ ساده شده و ديگر به مورد اصلي خود شباهتي ندارد. در اين گونه عكاسي، چيزي برجسته شده و پيراموناش تغيير مييابد. يا اين كه، در كلِ فضاي اثر تغييري غير عادي ايجاد شده است.

در این اثرِ حق‎دوست، حرکت دوربین سبب تولید تصویری شده است که هیچ شباهتی به اصل واقعیت ندارد. یعنی این که هیچ آدمی‎زادی و هیچ نیمکتی چنین کشیده و غیرعادی نمی‎شود. اساس این گونه آثار بر انتزاع است، یا این که بر فرم تأکید شده است. این گونه آثار انتزاعی اگر خاطره یا حس عاطفی تماشاگر را به جایی بند نکند، در واقع کاربرد تکنولوژی در عکاسی نتوانسته است نشان‎های هنری یا فرهنگی را به تماشاگر برساند. عکاس باید حاشیه‎ای برای این اثر بیافریند که نگاه نوی‎اش را قابل بیان سازد.

***

در بخش پیشین گفتیم که یک عکس انتزاعی عبارت است از تصویری که از الِمان‎های به مراتب کم‎تری تشکیل یافته است. دشواری خوانش یا تعبیر این گونه اثر در همین نکته نهفته است: اثری که فقط چند نشان دارد. یک اثر ساده شده برای دیدن خیلی راحت است و مشکل زمانی آغاز می‎شود که برای اثر بخواهیم سخنی بگوییم.

یک اثر انتزاعی چه در نقاشی یا فیلم و شعر از المان‎هایی ترکیب یافته است که دامنه‎ی تعبیر گسترده‎ای دارند. و گفتیم که یک اثر انتزاعی یا می‎تواند با تکنولوژی دوربین آفریده شود و یا به طریق الِمان‎ها. فضای ساده‎ی موجود در آثار انتزاعی سبب تأکید زیاد بر روی چند نشان محدود می‎شود. یعنی این که، تعبیر این اثر بر عهده‎ی دو- سه نشان می‎گردد. این نشان‎ها اگر بنیاد هستی شناسی نویی نداشته باشد بی‎معنا تلقی شده و از تماشاگر بی‎بهره خواهد بود. پس هر گونه سادگی، اثر را خوب نمی‎سازد. کسانی که دست به چنین اثری می‎زنند قطعا دارای بهره‎ی ادبی یا فلسفی توانایی هستند. این اثر هم چون شعر دارای فشردگی معنایی‎ست. در غزلیات مولوی آمده است: چرخ در گردش اسیر هوش ماست/ باده در جوشش گدای جوش ماست. ارتباط «باده» و «جوش» که ارتباطی معکوس شده است، دارای مبانی فلسفی توانایی‎ست. و تقلید صرف از این فضا، جمله یا شعر ما را توانا نمی‎سازد. مفهوم این غزل نفی ساختار خردمندانه هستی نیست. چیزی در این میان وجود دارد که ارتباط هستی و انسان را وارونه می‎کند، و این حس شاعرانگی‎ست.

ایلاچینسکی

در این اثر، فضای ساده شده از توانایی‎های شعر هایکو بهره برده است. اگر نگاه تماشاگر نتواند به شعر پیوند خورد به دو دلیل عمده خواهد بود: یا این که از هایکو چیزی نمی‎داند و یا این که نشان‎های تصویری اثر بی‎رمق‎اند. در نگاه نخست، فضای ساده مرا به خود می‎کشد. اما، پساز نگاه چندین باره من در پی مفهومی هستم که خوشایندی مرا بیان کند. دریافت‎های شاعرانه‎ی من از هستی سبب پیوند من با این اثر خواهد بود. در این جا عکس از روی شعر «باشو» آفریده نشده است. عکاس نگاه هستی شناسی خود را به عوض واژه‎ها از نشان‎های بصری می‎آفریند: این اثر هایکویی‎ست عکاسانه.

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لینک ثابت |