نسترن زوار
عکس از لحاظ فرمی، دارای دو حرکت سادهی خطی ومنحنی است. حرکت خطی افق، شیب نسبتا تندی دارد که شتاب محسوسی به عکس داده و تضاد رنگی شدید، این شتاب را تقویت کرده و کشیدگی صریح رد پاها از طرف راست کادر به داخل کادر با شتاب خط افق هماهنگی برقرار کرده است که همهی این عوامل سبب ایجاد هیجان بصری در عکس شده است. این گونه ساده به کار بستن عناصر طبیعی در تصویر بداعتی گویا به وجود آورده که حس مهیجی به بیننده القا میکند و او را به سوی خود فرا میخواند.
انحنای امتداد ردپاها وکادر عمودی، به عکس حس پویایی بخشیده است. ردپا در نگاه اول چشم را در امتداد خود حرکت میدهد و این حرکت، عمق نسبی در عکس پدید آورده است.
زاویهی دید عکاس و تضاد رنگی عکس دید خلاقانهای به اثر بخشیده و نگاهی نو به رد پا را به تصویر کشیده است. ردپایی عمیق که از جسارتی عمیق به جامانده و بر پیکره برف حک شده است. ردپایی تنها که جسورانه در تاریکی تردید، بر پهنهی نقره فام برف استوارانه گام میگذارد و برف صدای استواری گامها را طنین انداز میکند و پیوستگی گامها آهنگ جسارت را در صحنهی بکر و ساکت طبیعت جاری میسازد. گویا صدای برف تنها همدم گامهاست و یارای رسیدن او به اوج. اوجی که با فرود افق عجین شده و هردو به دو تک درخت محو در دور دست اشاره میکند و این چنین مقصد و هدفی نمادین برای عکس توصیف میشود. مقصدی که گامها را به سوی خود فرا میخواند. اگر چه گامها در مسیر خود از آن دور میشوند ولی باز در سمت و سوی تک درختان قرار میگیرند: سمتی که افق نیز به آن اشاره دارد.
ردپا

ردپایی که از تاریکی دلهره و تردید آغاز میشود و جسورانه به سوی هدفی گام برمیدارد و در روشنی یقین و ثبات به دو تک درخت می انجامد. سرانجامی که در امتداد حرکت افق است و شاید آغازگر حرکتی دیگر؛ و این ردپای حک شده نشان جاودان این جسارت استوار است بر پهنهی برفین که گرمای آن سردی برف را دلنشین ساخته است.


