تبليغاتX
خانه عکاسان تبریز

خلیل غلامی

این اثر احمد مطلایی (عکاس تهرانی) از بخش بازار است. عمده نشان‎های مورد بررسی من در این عکس نگاه مرد، چادر زنانه و مهم‎تر از هر چیز کودکی فشرده به دامن مادرش است. هر سه این موارد نشان اعتراض به حضور عکاس است. کوتاه نیامدن عکاس از این فضای عمومی سبب به دست آمدن این تصویر مستند شده است. مرد به هیچ وجه از ثبت او راضی نیست و زنان نیز با بستن روی خودشان صاحب مغازه را متوجه حضور «نامحرم» کرده‎اند. همه‎ی بازتاب نگاه عکاس به سوی خودش برمی‎گردد. هر تماشاگری که روی این اثر دقیق شود در بازتاب همین اعتراض قرار خواهد گرفت. پس، اعتراض به همه‎ی بینندگان برخواهد گشت و ما هم چون نامحرمان این حضور. در این گونه آثار مستند، تماشاگر به خوبی عکاس در موضوع شرکت می‎جوید.

احمد مطلایی

مغازه‎ی کوچک، مشتری زن و بسته‎های پول و آن گاه اعتراض مرد معنای دیگری بر اثر می‎افزاید. مرد کوچک یاد می‎گیرد که به پیروی از بزرگ‎ترها چه گونه در برابر «بیگانگان» از خود واکنش نشان دهد. این معامله و معادله‎ی اجتماعی از سوی عکاس به هم می‎خورد. به نظر این حضور نامشروع صحنه‎ی زندگی را به هم خواهد زد: زندگی آرام و مشروع در پرتو اوراد دینی پشت سر مشتری. اوراد پشتوانه‎ی دادوستدهای مشروع است. همه چیز در این مغازه‎ی کوچک فراهم آمده تا یک زندگی دنج به راه افتد.

احمد مطلایی 

این اثرِ برگزیده‎ی مطلایی نیز، زاویه‎ی دیگری از نگاه مردانه در فضای مدرن شده‎ی ناکافی‎ست. یعنی، سنتی که درون‎اش هنوز بازتاب‎هایی از فوران‎های «حضور نامشروع بیگانگان» را در یک فضای دینی آشکار می‎کند. کله‎های بریده‎ی زنان در پیوند با رفتار بی‎تفاوت مرد مدیریت حاکم بر شهر را نشان می‎دهد. در اثر بالا، مرد بی‎تفاوت نمی‎ماند. پول و زنانگی فضایی‎ست که واکنش صاحب مغازه را سبب می‎شود. در این جا، مردِ بی‎تفاوت از کنار کله‎های برهنه‎ی زنان گذر می‎کند و زنانِ پشت به مرد هیچ نسبتی با او نمی‎یابند: ترکیب‎بندی نامتجانس از پیوند مرد کهنه و زن نو.

حسین صدری 

در اثر حسین صدری (عکاس تبریزی) مرد در میان زنان کله بریده کامل‎ترین موجود به نام انسان است. همه‎ی زنان پیرامون او ناقص‎اند. در این اثر اعتراض در واقع از سوی تماشاگران برمی‎خیزد: اعتراض به مردِ کافی. اعتراضی که عکاس بر ضمیر ما فراهم می‎آورد. طنابی که بر گردن یکی از آنان قرار گرفته ترحم تماشاگر را فزونی می‎بخشد: ترحمی مردانه از برای زنان. این همه سبب می‎شود تا ما از این گونه مردگرایی مفرط به خشم آییم و مردانگی خود را زیر سؤال بریم. تناقضی که عکاس پیش پای ما می‎گذارد با یک چشم پوشی غیرعمد پشت سر گذاشته می شود: عکاس مرد است، تماشاگر هم می‎تواند مرد باشد و کسی که آن جا نشسته نیز مرد است ولی، او محکوم است و ما آزاد. این آزردگی که عکاس برای ما فراهم می‎آورد نابخشودنی‎ست.

نتیجه‎ای که از این آثار شایسته می‎گیرم این است:

در اثر نخست مطلایی، همه چیز کامل است و تنها حضور عکاس نامشروع است.

در دو اثر دیگر، در حضور اشاری و ناقص زنان عکاس ناپدید می‎شود. چرا که عکاس از این فضای اشاری تنها به پیوند نامتجانس بساط کهنه و نو راه می‎برد.

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لینک ثابت |