تبليغاتX
خانه عکاسان تبریز
عنوان نویسی در عکس دوشنبه 1387/11/14 9:20 PM

خلیل غلامی

برخی آثار عکاسی با خود عناوینی مرکب از تک واژه یا چند واژه همراه میبرند. قاعدهای محکم برای عنوان نویسی وجود ندارد ولی، چند مورد اساسی دیده می شود که بررسی آن سودمند خواهد بود. بد نیست بدانیم که ترکیب عکس با یک یا چند واژه از خود اثر فراتر میرود. این مجموعه دیگر عکس نخواهد بود بل که، موضوعی ترکیبی خواهد بود با مفهومی تازه. این واژهها غیر از این که اثر را تفسیر یا تعبیر میکنند جهانی از واژهها را کنار هم میچیند. هر واژه به تنهایی با چند واژهی دیگر پیوند دارد. این واژهها خواه ناخواه بر روی عکس اثر دارند؛ و برعکس، عکس نیز بر توان واژهها اثر دارد. تا زمانی که عکس بدون عنوان است، مفهوم سازی یا توصیف اثر بر عهدهی تماشاگر نهاده میشود.

برخی جشنوارهها روندی تجاری با خود دارند و این البته به خودی خود بد نیست. «درآمد» بخشی از هنر است. و کسانی که در بند به دست آوردن هزینهی کارهای هنری خوداند این جشنوارهها شایستگی تمام دارند. در این بازار هنری، عناوین نیز در هماهنگی تمام با سیاستهای جشنواره برگزیده میشود. «عنوان» در واقع کلید ورود به داوری و برندگیست: رقابت برای برنده شدن. و متأسفانه اصول سیاسی و اقتصادی خودش را دارد. بدین سبب من برخی عناوین را هم رده با اقتصاد عکاسی میدانم. و مشکل دیگر من این است که، برخی جشنوارهها نیز از این عنوان بندی بیبهره نمیمانند. یعنی، عکاسی که عادت کرده عنوانهای غریب و پرطمطراق بدهد دست از این روش برنمیدارد و در مورد همهی جشنوارهها چنین میکند.

این که عنوان نباید ارتباط مستقیم با عکس هنری داشته باشد برای من مسلم است. و غریب یا بیگانه بودن واژههای مورد استفاده در عکس خود به خود مورد ایراد نیست. و تشخیص دقیق این که این واژه از اقتصاد عکاسی پیروی میکند یا از تفسیری هنری، مهمترین نکتهی بررسی من است. برای رفع این مشکل لازم است که همگی آثار عنوان بندی عکاس بررسی شود تا شناختی از جهان واژههای او به دست آید. از این رو، تک اثر ترکیبی او چنین شناختی را به دست نخواهد داد.

برای ورود به بررسی عنوانهای عکس باید گفت، واژهی به کار برده شده کلیدی برای گشایش تعبیر اثر نیست. این برداشت از عنوان بندی مشکل دیگریست که غالبا ما را فرا میگیرد. نه واژه کلید عکس میشود و نه عکس رمز ورود به واژه. بل که، چنان که در نوشتههای پیشین (هایکو و عکاسی، طبیعت و شعر، در باره ی شعر، ترکیب شعر و عکس ، راز عکس) آوردهام، این ترکیب مجموعهای نو از دریافتهای هنرمندانه است. کاری که افشین شاهرودی از آثار خود برگزیده است حاوی سه گونه ترکیب بندیست: شعر- عکس- طرح. این چیز تازهایست. این مجموعه گفتار خودش را دارد که متفاوت از عکس است.

این موضوع به بهانهی مرور آثار محسن بایرامنژاد برخاست که مشاجرهی من با عناوین او بود. در آثار محسن قطعا فضای جشنواره در نظر گرفته میشود چرا که، در جشنوارههای خارجی هم شرکت دارد. و مخاطبین وب سایت او بیشتر انگلیسی زباناند. از این رو، عناوین او انگلیسیاند. یک چیز را من قطعی میدانم که از این قرار است: ترکی فکر میکنیم، فارسی سخن میگوییم و انگلیسی عنوان میدهیم. یعنی کل فرآیند ذهنی ما از سه زمینهی اندیشگی پیروی میکند. زبان انگلیسی او هم گاهی دارای مضامینی حتا ترکیاند. چرا که فضای روستاهای آذربایجان شرقی نه انگلیسیست و نه اروپایی. نگاه ما حاوی برخی اصطلاحات محلیاند که در طی زندگی به دست آوردهایم. وقتی یک روستایی عکاس را می‎‎بیند رفتاری متفاوت از یک خارجی دارد. ما این کنش بین عکاس و موضوع را در قالب واژههای خارجی از دست میدهیم. یعنی در اندیشهی این که چه گونه کادری اروپایی ببندیم این رفتار را از دست میدهیم.

Happy Hours!

 محسن بایرام نژاد

در این اثر، از بین اخمو بودن و شاد بودن، شادی برگزیده شده است. ولی واژهی Hours برای فضای روستایی غریبتر از شادیست. دست کم برای من که آذریام معنا ندارد. فضاهای ادبی روستاهای ما قطعا با واژگان محلی معنادارند ولی در صورتی که موافق محلی بودناش نباشیم، چیزی بر اثر ما افزوده نخواهد شد. یعنی این که، اثر ما از روستای آذری چیزی با خود نخواهد داشت. چرا که ما در دریافت فرهنگی و تاریخی آنها درماندهایم. نگاه ما در ابتدای شاتر به انگلیسی میاندیشد و با این حساب پیرامون عکس را از دست میدهد. عکس پیرامونی با خود دارد که حتا در خارج از مرز نیز کشش و جذابیت خودش را دارد.

Nowadays...!

محسن بایرام نژاد 

دریافتی که من به عنوان یک تبریزی از قهوه خانه دارم ارتباطی با عنواناش نمیتواند داشته باشد. اگر انگلیسی زبان بتواند مفهوم سرراستی از این عنوان پیدا کند، در این صورت، این فضا را از زبان انگلیسی تصور خواهند کرد. اما این نیز درست است که حتا واژهی ترکی یا فارسی هم دریافت و تصور کاملی برای آنان انتقال نخواهد داد. پس باید در شرح اثر نهایت کوشش روا داشت تا از کلیت اثر چیزی کم نشود. این کادربندی به بهترین نحو فضای قهوهخانهی ما را نشان میدهد. من نمیتوانم دریافتی از عنوان که خیلی هم ساده است برای اثر به دست آورم: سه نقطه و یک نشان تعجب هم مزید بر علتاش.

SHhh!

 محسن بایرام نژاد

این عکس ضد نور دارای نشانهای کم و سرراستیست: درخت، کلاغ و گربه. کل اثر به خوبی قابل ملموس است. اما ترکیب عنوان با عکس موضوع را پیچیده میکند: !SHhh یعنی چه؟ شاید کاربردی انگلیسی دارد. اما کاربرد ترکی یا فارسی آن که سرتاسر ادبیات ما را پر کرده است چی؟ این ایدهی ایدهآلیستی یا شوونیستی نیست که از زبان و فرهنگی بومی پیروی کند. هر هنر برخاسته از انگیزهها و  تواناییهای فرهنگی و تاریخیست و بریدن از آن اثری انتزاعی به بار میآورد. «قارقا» دارای پشتوانهی زیادی در ادبیات آذریست. آیا بهتر نیست که عکس ما حاوی ادبیات و فرهنگ نهفته در زبان محلی ما باشد؟ برابر این اصطلاح میتوانستیم بنویسیم: قار. من موافق این نمیتوانم باشم که برای به دست آوردن رأی و نظر انگلیسی زبانان همه چیز را به سادگی برهانیم.

آثار خوب محسن با عناوین خارجیاش موضوع را قدری پیچیده و مشکل میکند. در کاربرد اصطلاحات غیر بومی ما مشکلات زیادی پیدا میکنیم و یکی از این نمونهها اسامی محلیست. نمونهی مهم من «آلاداغلار» یا کوههای رنگیست. برای دریافت درست فارسی زبانان از این واژه برابر خوبی نتوانستهایم پیدا کنیم. همه با دیدن این آثار با من موافق خواهند بود که واژهی رنگارنگ چندان مناسبتی ندارد.

 علی شکری

غیر از این که واژه‎های محلی با این گونه کاربردها از دست می‎رود، چیزی نیز بر توان عکس نمی‎افزاید. من از این که هر اثر باید پشتوانه‎ی فرهنگی و تاریخی اش را به همراه داشته باشد همیشه پشتیبانی خواهم کرد. در نوشته‎های پیشن (که در بالا اشاره کرده‎ام) هر نوشته یا عنوان عکس را به منظور افزایش توان اثر هنری قلمداد کرده‎ام نه توضیح دهنده‎ی آن. مورد اخیر، یعنی توضیح یک عکس مربوط می‎شود به گزارش تصویری از محل.

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لینک ثابت |