نورها و سایهها/ خلیل غلامی
در این شماره با موضوعی ویژه آثار برگزیدهی فیروزه را مورد بررسی قرار میدهم. آثاری که نور یا سایه موضوع اساسی عکس است. مثلا، در برخی جاها لامپ روشن دیده میشود ولی در معنای نور نیست بل که، همان «لامپ» است. و در برخی جاها، با نور بازی شده وگرچه مفهوم خاصی نیافریده ولی هم چون فرم زیبایی اثر را شدت بخشیده است. در این گون آثار، با حذف نور یا سایه ترکیب عکس به هم میریزد.
در اثر محمد شاهحسینی نور زرد چراغها در میان فضای سرد و آبی شهر، عکس را هم چون رگی از تنهی شهر نمایان میکند: شریان زندگی با فرو رفتن آفتاب هم چنان میتپد.
در اثر محسن زینالعابدینی نوری که پشت حجرهدار را پر کرده است در تقابل با روحانیست و حالت دست او معنای غریبی میآفریند. کاربرد واژهی «نور» در این اثر غرابت تقابل روحانی و نور را شدت میبخشد (این نور چهرهی روحانی را هم روشن کرده است):
- این نور چیست؟
- نمیدانم!
- چرا بغل تو؟
- شاید از حضور شما بوده.
- شاید هم از نیکوکاری تو بوده. (هر کدام از آنها از به عهده گرفتناش می پرهیزند)

صادق رحمانی در این اثر، از نور سایهاش را آفریده است. سایه مرد را به صورت کاریکاتور درآورده است. هم چون گوژ پشت نوتردام! این دو (مرد و سایه) که فضای اصلی عکس را پر کرده است، هر کدام به طور مجزا هویت یافته و پشت در پشت در رقابت هم به سر میبرند.
بهاره اصلانی از نور برای سایه و حضور مرد بهره برده است. بخشی از چهرهی مرد در سیاهی دیوار روشن شده و صندلی نیز همتای خود را از نور پنجره به دست آورده است. شب که میشود همتای صندلی رخت بر میبندد تا دمیدن نوری دیگر. مرد بیتوجه به این دو صندلی غرق کار و بار خودش است. و اتاقی وهم آلود با حضوری بیگانه از موجودی دیگر (سایه).
سروش جوادیان از نور هم چون فرمبندی بر سطح اثر بهره میبرد. نوری که بر سطح زمین گسترده شده، مرد را به گام زدن روی نقش و نگارهای آن فرامیخواند.
حسین فاطمی نور را بر سر و روی مرد به کار برده است. در این جا نیز نور و رنگ بر زیبایی و گیرایی عکس میافزاید. مردی که در دل سیاهی گرفتار نور شده و مرکز ثقل می شود.
صادق رحمانی در این اثر نیز، از نور برای رونق بخشیدن به حسی عاطفی بهره میبرد: نورهای روی شیشهی پنجره و سطح اتاق و سایههای پراکنده در جایجای عکس. در این اثر، نورها و سایهها همه چیز اتاق را تکثیر کردهاند. نور اریب و نگاه مرد به بیرون شدت حس عاطفی از گونهی شهری را فزونی بخشیده است. حضور گلدان در مسیر نور و آجرهای کف اتاق خبر از فضایی سنتی میدهد.
مرضیه ایوتین روزنههای سقف بازار تبریز را برای هر مشتری تابانده است: هر نفر یک روزنه. نورهای تابیده هم چون میلههای تنظیم کنندهی حرکت و رفتار مردم و هدایت کنندهی چشم است (ریتم).


