از بين رفتن جنبه استنادي عكاسي
نوشته: سندرا گاورد
ترجمه: محسن بايرام نژاد
همان طور كه ميدانيم، يكي از نمود مهم عكاسي از گذشته و در ذهن مردم كه همواره تاكيد خاصي بر روي آن ميشد، جنبه استنادي عكاسي و اين باور بود كه "چيزي كه در عكس نشان داده شده، خارج از قاب تصوير نيز وجود دارد." اين باور، نقطه شروع شعاري بود كه رولان بارت نيز آن را "اين گونه بود" ميناميد و امروزه با ظهور و گسترش فرآيندهاي ديجيتالي، روز به روز محوتر و به سوي ناپديدي ميرود.
در پاييز سال 1993، نشريه تايم در روي جلد شماره ويژه خود، عكسي را با عنوان "چهره جديد آمريكا" (تصوير 1) از زن جواني به چاپ رساند كه در زيرنويس آن چنين نوشته شده بود: "چگونه مهاجرين نخستين جامعه چند فرهنگي دنيا را شكل ميدهند" در كنار تصوير نيز نوشته بودند: "به چهره اين زن خوب نگاه كنيد. او با تركيب كامپيوتري چندين چهره از مليتهاي متفاوت به وجود آمده است. چيزي كه شما ميبينيد نمايش جالب توجهاي از..."
چهره اين دختر جوان بر روي صفحه اول مجله كه به طور نمادين او را "ايو" (حوا) نام نهادهاند، با تركيب چهره 7 زن و 7 مرد از طوايف و فرهنگهاي متفاوت كه توسط كين وا لام عكاسي شده بود، به وجود آمده است. متخصص كامپيوتر آسيايي- آمريكايي، تد تاي، اين تصوير را به كمك نرمافزار مورف-2 به وجود آورده است. يكي از سردبيران نشريه، جيم گينز، درباره اين تصوير ميگويد: "اين عكس حاصل ازدواج چند فرهنگي را كه اين اواخر به خاطر موج وسيع مهاجرين در آمريكا زياد شده است، به طور نمادين و دراماتيك نشان ميدهد."
نشريه ميرابلا نيز با بهرهگيري از اين تكنيك، تصوير ساخته شده با كامپيوتر از چهره زني زيبا را با عنوان "تصويري فوقالعاده از زيبايي آمريكايي" (تصوير 2)، بر روي جلد شماره سپتامبر 1994 به چاپ رسانيد. سردبير مجله در زيرنويس كنار تصوير، خواننده را با پرسيدن سوالي زيركانه محك زده است: "چهره آمريكايي كيست؟" او در صفحهاي از مجله درباره اين تصوير مينويسد: "از عكاس خوشنام، هيرو، خواستيم تا عكس مناسبي را براي صفحه اول نشريه كه زيبايي آمريكايي را نشان دهد، تهيه كند. ما فكر ميكرديم كه اين چهره ميتواند از تنوع گوناگون ايالتهاي كشور باشد. ميدانستيم كه هيرو از مدلهاي زيبا – اغلب غير مشهور- و از افراد قومهاي مختلف عكاسي ميكند. پس از جستجو و تلاش فراوان، او تصوير چهره زيباي آمريكايي را به ما نشان داد. اما او كيست؟ هيرو به ما نميگفت. فقط با لبخندي بر لب ميگفت كه از اين شخص تا به حال عكاسي نشده است، با هيچ آژانس مدي همكاري ندارد و دسترسي به او غير ممكن است. البته به اين موضوع نيز اشاره ميكرد كه اين مدل داراي شخصيتهاي متفاوت است {...}"
تعجبي ندارد كه دسترسي به مدل اين تصوير غير ممكن است، نه اين كه كار سختي باشد، بلكه تصوير مدل از تركيب كامپيوتري چهرههاي 6 زن به وجود آمده است. بهترين چشمها از يك تصوير انتخاب شده، بهترين لب از تصوير ديگر و باقي قسمتهاي تصوير نيز به همين شكل. براي تهيه تصوير و رسيدن به بهترين نتيجه، نتيجه كار هيچ ارتباطي با واقعيت ندارد.
در سال 1996، لابراتوار علوم بصري (VSL)، كمپاني نرمافزارهاي كامپيوتري ژاپني، قدمهاي فراتري را در اين مسير برداشت و تصويري كاملا غير واقعي از چهره زني را با عنوان "نخستين الهه مجازي"، "كاياكو ديت" كه به DK96 معروف است (تصوير 3)، به وجود آورد. اين موفقيت به كمك آخرين تكنولوژي آن دوره به دست آمد و هدف كمپاني VSL، خلق چهرهاي ايدهآل اما غير واقعي بود. اعضاي پروژه نخست با تقليد از سيماي ستارگان موسيقي و دنياي سينما درصدد خلق چهره كامپيوتري بودند، اما سريعا به اين نتيجه رسيدند كه براي موفقيت و رسيدن به نتيجهاي بهتر، بايد تصوير اين "ستاره مجازي" را كاملا انگاري و بدون هيچ گونه تقليد از چهرهاي واقعي به وجود آورند.
يكي از دلايل جذاب بودن ايده ساخت كاياكو ديت اين است كه كاملا مشابه با نظريات "جين بادريلارد"، فيلسوف فرانسوي بود. طبق اين نظريه، "كاياكو مدلي بدون مرجع يا بدور از واقعيت؛ فراي واقعيت" بود.
ايو (حوا) و دختر روي جلد نشريه ميرابلا، تنها تلفيقي از اعضاي چهره مدلهايي واقعي هستند كه تصوير نهايي با هدف "واقعي بودن" خلق نشده است. هر دوي آنها داراي "ژني" از مدلهاي واقعياند، درحالي كه كاياكو هر چه كه دارد از قوه تخيل "خالق" آن به او رسيده است.
اثر هنرمند آمريكايي، كيت كوتينگهام، با عنوان "تكي، دوقلو، سهقلو – از مجموعه پرترههاي خيالي" (تصوير 4)، اين فقدان مرجع يا فراي از واقعيت را به خوبي نشان ميدهد. اگر كه در نگاه نخست اين تصوير همچون عكسهاي پرتره استوديويي به نظر آيد كه سوژهها در مقابل دوربين نشسته و ژست گرفتهاند، اين پندار اشتباه است. اين عكسهاي رنگي به طور كاملا ديجيتالي تركيب، ساخته و ارائه شدهاند. انگيزه خلق اين تصاوير نخست به خاطر نشان دادن فراي اين باور بود كه "عكاسي، واقعيت را ارائه ميكند" و دوم، به خاطر مقابله با سنت قديمي عكاسي پرتره است. به تقليد از اين شاخه مرسوم عكاسي، كوتينگهام درصدد نقل اين موضوع است كه "واقعيت چقدر انعطافپذير است." آثار كوتينگهام تلنگري زيركانه و همسو با خواسته هنرمندان پستمدرن، "ايجاد اشياء و واقعيتي جديد" است.
همان طور كه ميبينيم، جوهره وجودي مجموعه پرترههاي خيالي، عكس روي جلد ميرابلا، ايو (حوا) و كاياكو ديت، متناقض نظريه معروف بارت، "اين گونه بود"، الزام براي وجود مرجع و منشاء عكاسانه است. هيچ كدام از اين "مدلها" در مقابل عدسي دوربين عكاس و براي او ژست نگرفتهاند. اين گفته كه موجوديت تصاوير عكاسيشده بيانگر واقعيت آن شيء يا شخص است، ديگر ارزش استنادي نداشته و گواه مطلق نيست. شايد تصوير به طور ديجيتالي دستكاري شده باشد و يا كلا به وسيله كامپيوتر ساخته شده باشد. هم چون مثالهاي ذكر شده در اين مقاله، سوزان سونتاگ بيش از سي سال قبل در اينباره گفته بود: "هميشه اين احتمال وجود دارد كه سوژهها همسان با نوع نشان داده شدنشان در عكس، وجود داشته باشند و يا حداقل، آن لحظه عكاسي شدن حضور فيزيكي داشتند. اما اين احتمال نيز ممكن است كه تصوير به كلي تحريف شده باشد."
با گسترش تصويرسازيهاي ديجيتالي، احتمال ديگري نيز به ميان ميآيد كه شايد سوژه اصلا وجود نداشته و ندارد. طبق گفته بارت، "عكاسي آنالوگي ما را وادار به قبول اين واقعيت ميكند كه سوژه عكاسيشده وجود دارد." البته اين وجود داشتن هممعني با "واقعيت مطلق تصاوير عكاسي" نيست، اما عكاسي ديجيتالي كاملا متناقض با اين جمله است. در تكنولوژي ديجيتال و در تصاوير كامپيوتري، واژه "زماني وجود داشته است" جاي خود را با "شايد كه وجود داشته باشد" عوض ميكند.
در اين جهان دستكاريهاي كامپيوتري، خود "واقعيت" نيز ممكن است از بين برود يا طبق خيال و خواسته خالق اثر، نوع ديگري از آن به وجود آيد. علاوه بر اينها، فقدان گواه در اثبات قاعده وجودي و استنادي، ممكن است كه خود گواه توسعه اين تكنولوژي هم چنان جديد و باعث آشكارسازي بهتر آن شود.

تصوير 1 - عكس روي جلد نشريه تايم

تصوير 2- عكس روي جلد نشريه ميرابلا

تصوير 3- كاياكو ديت، نخستين الهه مجازي

تصوير 4- عكس ديجيتالي كيت كوتنگهام


