تبليغاتX
خانه عکاسان تبریز - نمایشگاه رضا دقتی در دره‎ی پنجشیر

معرفی:

رضا دقتی، فتوژورنالیست ایرانی نشریه‎ی نشنال جئوگرافی‎ست که در دنیا او را با نام رضا می‌شناسند. رضا از ۱۴ سالگی عکاسی را خودآموز یادگرفته ‌است. وی هم چنین از دانشگاه تهران فارغ التحصیل رشته‎ی معماری است. پیش از انقلاب بیش‎تر به عکاسی معماری مشغول بوده اما با آغاز درگیری‌های انقلاب ۱۳۵۷ ایران، وی به عکاسی خبری روی آورد. دقتی از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰، مجموعه آثاری از تحولات پس از انقلاب تهیه کرد که این سبب مهاجرت به اروپا شد. وی در مجله‎ی نیوزویک به ‌عنوان خبرنگار بخش خاورمیانه در فاصله‎ی سال‌های ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۷ فعالیت کرد. نخستین گزارش رضا برای نشریه‎ی نشنال جئوگرافی، در سال ۱۳۷۲ با عنوان “قاهره، قلب خروشان مصر” منتشر شد. در حال حاضر او با این مجله‎ی نامدار هم‎کاری می‎کند و تا کنون بیش از صد کشور را تحت پوشش مطبوعاتی قرار داده است.

عکاسی مستند گاه آمیخته با اوراقی از تاریخ می‎شود که عکاس را بر رگ‎های آن گره می‎زند. کسانی بر این گره پایدار می‎مانند که مفهومی از آزادگی نزد خود داشته باشند و جسارت نگاه خود را هزینه‎ی این راه نمایند. این فهم از اوراق تاریخ او را برای آویختن بر زندگی مردان و زنان در سرتاسر جهان توانا خواهد ساخت. بدین ترتیب، عکاسانی که نامی شده‎اند، شهرت‎شان در برابر کارشان ناکافی‎ست.

رضا دقتی چون دیگر عکاسان نامی زندگی‎اش را چنان برگزید که مردم را به گویاترین صورت احساس کند. این انگیزه فقط به درجه‎ای از علاقه بستگی دارد. نبریدن از زندگی مردم و در میان بودن، کار عکاس را متمایز می‎کند. جسارت عکاس در پذیرش صحنه‎هایی از تفاوت‎های زندگی و سلایق مذهبی او را صاحب سبک می‎کند و آثار او در آوازه‎ی شهرت‎اش می‎درخشد. انسان‎ها با ویژگی های گوناگون با مشکلاتی منحصر به فرد دست به گلاویز‎اند. انسان‎هایی که در کم‎ترین وضعیت زندگی به سر می‎برند و گاه قادر نیستند چیزی به عنوان اعتراض بیان کنند.

رضا دقتی

نگاه کردن و نزدیک شدن به احساس مردم در کارهای رضا دقتی دیده می‎شود. این جسارتِ نگاه نیز سبب شده است که دقتی از کار در میهن‎اش باز بماند. دیدن صحنه‎هایی از ناپرهیزی‎ها ناخوشایند حکومت‎هاست و پافشاری عکاس بر آن، برای حکومت گران است. کشور تازه مستقل شده‎ی ما در سال 58 نیز نتوانست تکلیف خود را از نگاه‎های هنرمندانه روشن کند. به گفته‎ی خود دقتی، او در زمان پیش از انقلاب ایران به سبب عکاسی‎اش زندانی شد و پس از انقلاب نیز که کم‎کم سبب دردسر دولت‎مردان می‎شد تصمیم گرفت به بهانه‎ای از کشور دور بشود.

دقتی چون دیگر عکاسان بین المللی در سفرهایش آثاری گرد آورده که نشان از ورود در میان مردم دارد. چهره‎ها، آیین‎ها و گاه مردانی که جریان ساز تاریخ بوده‎اند، در سایت او «وبستان» موجود است. اما افغانستان کشوری‎ست که زمان زیادی را در آن سپری کرده است تا همیار احمد شاه مسعود باشد. افغانستان پس از هجوم شوروی درگیر جنگ با طالبان شد و در این مدت شاه مسعود فرماندهی بخشی از کشورش را در دره‎ی پجشیر بر عهده داشت. شاه مسعود یکی از فرماندهان مبارز و خودجوش افغانستان به کوشش مردم دره‎ی پنجشیر به مقابله با این هجوم‎ها پرداخت. و رضا دقتی 25 سال نزدیکی و آشنایی با مبارزات شاه مسعود را به صورت نمایشگاهی از آثار عکاسی‎اش در دره‎ی پنجشیر و در کنار مزار شاه مسعود به صورت روباز برگزار کرد.

 

رضا دقتی

برخی آیین‎های میهنی و مردمی وجود دارد که هم چون حماسه باید تعبیر شوند. مسابقات اسب سواری و رقص‎های محلی اگرچه تحلیل خوبی از آن‎ها نمی‎شود، در قدمت تاریخی‎اش به شور حماسی مردم‎اش پیوند می‎یابد. مردان و زنانی که بخشی از این آیین‎ها را برپا می‎دارند برای کشورهای پیش رفته به گونه‎ی نمادین تعبیر می‎شود ولی برای ما که نزدیکی با این آیین‎ها داریم تشابهاتی می‎یابیم که تعبیر آن‎ها را روشن‎تر می‎کند. دقتی برخی از این آیین ها را در کشورهای گوناگون عکاسی کرده است.

 رضا دقتی

رضا دقتی

از ویژگی‎های عکاسی جنگ این است که نزدیک‎ترین و گویاترین زاویه را برمی‎گزیند. خطرپذیری او به درجه‎ای می‎رسد که تقریبا هیچ موضوعی را دور از چشم نمی‎گذارد. تپش زندگی را در نزدیک‎ترین نقطه‎ی سوژه می‎توان شنید. و فرو ریختن ترس در عکاسی جنگ سبب نفوذ به لایه‎های درونی زندگی مردم می‎شود. در نقاطی از کره‎ی خاکی ما مردمانی با جنگ دست و پنجه نرم می‎کنند و کسانی با حکومت‎های زورمدار و در فقر و فلاکت به سر می‎برند. هر کدام از این‎ها در نقطه‎ای از مرگ و زندگی بلاتکلیف مانده‎اند. اگرچه قصد عکاس آگاهی بی‎واسطه از وضعیت زندگی‎ها نباشد، برای تحلیل‎گران اجتماعی استناد به این آثار مهم شمرده می‎شود.

رضا دقتی 

هر کدام از این واژه‎ها (جنگ - حاکم جور - فقر) به یک سنخ نیستند. جنگ به سبب هجوم کشوری بیگانه انجام می‎گیرد و حکومت زورمدار بر اساس ایدوئولوژی حاکم مردم‎اش را می‎خورد و فقر به سبب هم جنگ و هم حکومت جور میسر می‎شود. و عکاس از این بین موضوع خود را می‎چیند تا وضعیت بغرنج زندگی را از زوایای گوناگونی روشن کند.

نوشته شده توسط خلیل غلامی  | لینک ثابت |